ولرم - 3/3
نکبتی وقتی باهاش عروسی کردم اینطوری بود خاک بر سر فرهنگم نداره که! باور نمیکنید؟ ببینید: این زنه کیه؟ها؟نکنه همون حوریست؟ تکذیب نمیکنم که دوستش نداشتما ولی خوب اینم یه عکسیه که شوهرم رو دفن کردیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! طاقت دوریشو نداشتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یکی داشته ترکه رو میزده و هی داد میزده می کشمت اکبر می کشمت اکبر. یکی میاد میگه چرا میزنیش؟ ترکه که داشته کتک میخورده میگه ولش کن بابا بذار بزنه من که اکبر نیستم ترکه تو موزه لوور فرانسه خسته میشه یه صندلی خالی میبینه میره میشینه. مامور موزه با سرعت به طرفش میاد و بهش میگه: آقا پاشو این صندلی ناپلئونه!!! ترکه میگه: خُب بابا! هر وقت اومد بلند میشم یه جوک میذارن زیر میکروسکوپ میبینن ترکه داره دست تکون می ده تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره (پر از ترک) و میگه چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه . بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟ ♣♣ پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك است ♣♣ بچه هه شش ماهه بدنيا مياد ميگن چرا شش ماهه دنيا اومدي؟ ميگه سه ماه بسيجي داشتم ♣♣ پيره مرده مي گه: پيري 5تا عيب داره اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته ♣♣ معلم به دانش آموزان میگه : الف = ب ب = ج پس : الف = ج دانش آموز میگه: من شما را دوست دارم. شما دخترتان را دوست دارید. پس من دخترتان را دوست دارم. ♣♣ یه ترکه میره غواصی . یه کوسه میاد جلو بهش میگه آقا شما ترک هستی؟ میگه بله.! از کجا فهمیدی؟!! میگه آخه به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی بستی به پشتت. ♣♣ دختره به دوست پسرش ميگه: تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهي داشت؟؟؟ پسره ميگه: اگه شوهرت گير نباشه آره! ♣♣ اگرمی خواهید دیگران را هرس بدهید .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد.. 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! 3.وقتي ميخواهيد تلویزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه !!! ♣♣ دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم ! ♣♣ یه بار چند نفر میخوان برن به صحرا از روز قبل میگن که وسیله ای بیارین که اگه گرمتون شد از اون استفاده کنین یکی آب میاره که وقتی گرمش شد به صورتش بزنه یکی باد بزن میاره خودشو باد بزنه دیگری در ماشین میاره میگن چرا در ماشین آوردی؟ میگه وقتی گرمم شد شیشه را میکشم پایین ♣♣ انسانها در کل به 3 دسته تقسیم میشوند... دسته اول دسته دوم دسته سوم ♣♣ ميدوني چرا دنيا ديگه مثه تو نداره؟ ......................... ......................... ........................ چون نسل دايناسورا منقرض شده ♣♣ به یه ترکه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كُره خر ، چنگ نزن! ♣♣ به یه ترکه ميگن شما ناراحت نمي شين اينقدر درباره ي شما جك ميگن؟؟ برره ای ميگه نه بابا اينا براي شما جكه براي ما خاطره ست. ♣♣ جورابه مست ميكنه ميگه :عمرا اگه لنگمو پيدا كني ♣♣ یه ترکه از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!! ♣♣ يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف ميكنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!!! ♣♣ شيرهايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يوخده شـوژ مياد! ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يوخده شـوژ مياد! شاكي ميشند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، يارو داد ميزنه: داداش اون درو ببند، شــوژ مياد!! ♣♣ تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!!! ♣♣ - از ترکه ميپرسن: پيغمبر کی به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم!!! ♣♣ تركه زنگ ميزنه بهشت زهرا و از اپراتور ميپرسه : آقا اين درسته كه ميگن شهيدان زنده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اپراتوره ميگه بعله قربان.........بعدش تركه ميگه : پس قربونت اين اصغر آقاي ما رو صدا كن كارش دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!! ♣♣ تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت! ♣♣ تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه! ♣♣ تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن! ♣♣ تركه ميخواست الهي قمشهاي رو ترور كنه، تو سشوارش بمب ميذاره! ♣♣ به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم! ♣♣ تركه ميگوزه، دنبال پوكش ميگرده! ♣♣ تركه اسم بچه شو ميزاره حسين، هي راه ميرفته بهش ميگفته: حسين جان آب ميخوري!!!! ♣♣ يه تركه رو استخدام ميكنن كه برا شامپو گلرنگ تبليغ كنه! بهش ميگن، لخت ميشي ميرو از رو دايو شيرجه ميزني، بعد كه اومدي بالا يه شامپو گلرنگ ميگيري دستت ميگي: سرت رو با چي ميشوري با شامپو گلرنگ! ♣♣ جسد يه تركه رو كه خودش رو دار زده بود رو ميبرن پزشك قانوني، بعد از بررسي مشخص ميشه 90 درصد علت مرگ كوفتگيه 10 درصد خفگي! دكترا كف ميكنن! ميرن محل خودكشي ميبينن تركه خودش رو با كش دار زده!!!!!!!! ♣♣ يه روز يه تركه ميره خونه رفيقش .وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. تركه ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه. شام رو ♣♣ يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه!!!! خوب بالاخره یکی باید اینجا پارازیت بندازه دیگه!!! شرمنده همتونم! قربون شما! خدافظ!!! صورتشو نمی ذارم برای جلوگیری از طلاق های احتمالی به دلیل هوس های مردانه خودتون بگید این دلبر خوشگل تره یا اون مامان لکه؟ تازه بگم که این حوریه یه بابای خرپولم داره تا یادم نرفته بگم که مامان لکه قبل از این که من به زور برای جراحی پلاستیک مجبورش کنم که ۵۵ تا عمل انجام بده اینجوری بود: منم قبل از این که این عفریته پدرمو در بیاره این جوری بودم نمی دونید این دخترای فامیل برام چه کارا که نمی کردن سال اول زندگی مشترکمون من این شکلی شدم: بعد هم به تدریج منو اینجوری کرد: یه دفعه به خودم اومدم دیدم به این زشتی سدم: بعدش کم کم زدم تو خط تیپ: بعد از طلاق: اه این اینجا چی کار می کنه؟ به هر حال یادش به خیر اون موقع دوسالم بود که این عفریته منو کشف کرد: اه، اینم مال تنها موقعی یه کا از اون عفریته خبری نبود: دیگه برای امشب بسه فردا یه آلبوم جدید میارم توی مجلسیم! بچه ها من الان خونه ی ستاره جونم دارم با کامپوتر رامتین اینارو میزنم!حدود یه ربع دیگه تولد ستاره جون شروع میشه! ولی عجب عکسیه! اون لباس آبیه منم! پشتیمم شویمه! اینا رو از یه سری سایتا و وبلاگای سمپادی کش رفتم البته من تمام رابطه ی اونا با سمپاد خودمون رو تکذیب می کنم خیلی مزخرف بودن خیالتون راحت یا پسر بودن یا فرزانگان تهران نبودن به هر حال پیچوندن هم خون 3/3 ای می خواد دیگه سلام دوستان گل سمپادی.. امیدوارم همه خوب باشین.... امروز می خواستم به چند تا روش مخصوص سمپادی ها اشاره کنم که در اکثر مدارس سمپاد مرسومه! ۱. وقتی ازتون در مورد سطح درسیتون می پرسن....۲ حالت داره: الف: اگه درستون خوبه: بابا سمپاد کشکه به خدا!...همه خنگن!...فقط من و یکی دو نفر دیگه هستیم که تیزهوشیم! ب: اگه درستون بده: همه در یه سطحیم!!! ۲. همیشه چیزی حدود ۲۰ صدم...روی معدل هر ترمتون بکشید.... ۳. وقتی یه امتحان رو خوب می دین....۲ راه دارین: الف: بگین افتضاه دادم تا وقتی نتایج اعلام شد...همه بگن بابا ای ول...این افتضاحش بود! ب: بگین یک کلمه هم نخوندم!....همش بر اساس اطلاعات خودم بود! ۴. همیشه جمله ی " چون ما سمپاد درس می خونیم" را در موارد مختلف به کار ببرید: الف: وقتی بحث درس پیش میاد! ب: هر وقت که دلتون خواست! ۵. هرگز توی جمع کتاب دستتون نگیرین....که: الف: یه وقت نگن خر زده رفته سمپاد! ب: اگه بر فرض محال نتیجه ای تو درسا گرفتین....بذارن به حساب هوشتون! *********** شاد و موفق باشن... زیر سایه ی سمپاد... حالا از یه جای دیگه پرنده مردني ست اینم از همون جاست: مرد تنها(صدای بی صدا) خب می دونید به نظر من سمپادیای دیگه توی سمپادمون پیپی کردن بیاین یه سمپادیا درست کنیم نظرتون چیه؟ دوستون دارم خیلی زیاد یه عالمه بووووووووووووووووووووووووووووس ۲.دم همسر گرامی گرم که دوباره برگشته ۳.عزیزم،قربونت برم،فدات بشم،عشق من،بهتیرنم،خوشگلم+بقیه القابی که به من تعلق میگیرن،همگی جعلی بوده و من از همین جا اعلام می کنم که عشق مامان لکه یک عشق دروغین بیش نیست اما حیف که اون نمی دونه من چقدر دوسش دارم به خودت نگیر بابا با اون حوری صدوپنجمیه بودم آخه می دونی بین این میلیارد میلیارد حوری،اون از همه خوشگل تره یکی بیاد این مامان لکه رو جمع کنه افتاده روزمین مثل این که به علت خوندن خبر یوهویی توی وبلاگ،غش کرده خدایا ،دستم به دامنت نه ببخشید به ردات،نذار این بمیره ،جان خواهر مادر نداشتت،التماست میکنم،تمنا باباجان یه وقت هوس نکنی این افریته رو بفرستس سراغما من حتی اگه تو بهشتم باشم ،استعفا می دم ،به خدا جهنم بهتر از اینه اینا همه مربوط به همون جریان دروغ سال میشه تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد . روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" . يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلی ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسيد . نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فکر نمی کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم" سالهای خيلی زيادی گذشت . به تابوتی نگاه ميکنم که دختری که من رو داداشی خودش ميدونست توی اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختری که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست که اون نوشته بود : ای کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و ................!!! شمع دوم گفت: “من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . “ حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد. وقتی نوبت به سومین شمع رسید“ من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. “ با اندوه کفت: پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد . کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت:” نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد. خیار و سیب و هلو جلوی شماست. بین این سه میوه کدام را انتخاب می کنید؟ (تمرکز کنید و جواب را در ذهن خود نگه دارید. حال ویژگیهای شخصیت خود را مطابق جوابتان بیابید) جواب: اگر هلو را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که هلو دوست دارد! اگر سیب را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که سیب دوست دارد! اگر خیار را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که خیار دوست دارد! * * * * * * * ۱. چطور بود؟ ۲.اینجا محشر شده. خیلی عالی شده . دست همگی درد نکنه. ۳.با عرض پوزش خدمت همه ی فک و فامیلای لکه باید عرض کنم دلیل غیبت من کامپیوتر عزیزم بوده که در این چند روز اخیر تو کما بود.وقتی هم اون درست شد مگه می رفت تو اینترنت؟!خلاصه اینکه به محض اینکه مشکلات حل شه بیشتر خدمتتون می رسم ۴.همین ۵.خدافظ دیوونه بودن...اونم اینکه : انقدر نشین یه گوشه و به ۳/۳ فکر کن،انقدر به مدرسه فکر نکن،انقدر خر فیلتر نزن ، انقدر غصه نخور ، انقدر عذاب نکش،انقدر نزن تو سرت،انقدر به آقای کاظمی فکر نکن،انقدر تن ماهی شباب رو اجرا نکن،انقدر به من فکر نکن نه من و نه شاید در حد ۱درصد به افراد دیگه.ب...ه...ه...ی...چ...ک...د...و...م..ف...ک...ر...ن...ک...ن فهمیدی؟ عوضش اجازه داری به یه چیزی فکر کنی،یه چیز خوب؛یه چیزه فوقالعاده،یه چیزه عالی،یه چیزه باور نکردنی،دوست داشتنی،جالب،لذت بخش،خاطره انگیز، صمیمی و هزا تا کوفت و زهر ماره دیگه حالا فکر می کنی اون چیه ؟ ها؟ راستشو بگو؟ نه خیر،خوردنی نیست بازم نه ، تو جیبم جا نمیشه نه خییییییر برج ایفل هم نیست بابا تو خیلی خنگی یه کم دیگه فکر کن فسفرایی رو که می خوری،همه رو صادر میکنی نه؟ اصلا طرز استفادشو بلدی؟نه؟جدی بلد نیستی؟خب خیالم راحت شد آخه منم بلد نیستم به هر حال من با صد جور بدبختی و تقلب و دزدی فهمیدم و کشف کردم که تو الان باید به چی فکر کنی هولاااااااااا تو باید به همون چیزه فکر کنی ام همون دیگه اسمش چی بود؟ بگو دیگه یالا اااااااااااا یادم رفت ohohoohooh اولش یادم اومد آره خورشه اولش هست : ت دومیشو می دونی ؟ جدی می دونی؟نه...باور نمی کنم...تو می دونی؟ خب حالا اگه راست می گی بگو چیه ؟ تو:الف وای آفرین به تو تو یه نابغه ای من مطمئنم که مامان بابات به تو افتخار می کنن جایزه نوبل 20009 ما توئه !!!(به 0 هاش دقت کن) خب من دیگه همه ی کلمه رو میگم نگم؟ خودت می دونی؟ آره ولی خب شاید اون خنگول خانومی که الان داره اینو میخونه نفمیده باشه خودشههههه تابستوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون حسابی سر کا بودیا! هاهاهاهاها نظر یادت نره و گرنه دیگه استعداد خرج نمی کنما برای اینکه یک مرد بتونه یک زن رو خوشحال کنه، تنها باید: 1- یک دوست باشه حالا چگونه یک مرد را خوشحال کنیم: خوب وقتی یه مرد زنشو خوش حال بکنه می تونه خودش ناراحت باشه؟؟؟ اي كه پا گذاشتي رو عشق من . اي كه در را بستي به روي من . در رو باز كن دستم مونده لاي در ******************************************************************** به تركه ميگن: چيكار كردي كه ورشكست شدي؟ ميگه: بادكنك ميفروختم به شرط چاقو!
از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه ؟ ميگه مثل اسب نجيب . مثل پلنگ مهربون . مثل شير قوي . مثل عقاب تيز بين . دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم ******************************************************************** ترکه ميگن چي شد که ترک شدي؟ ميگه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن نبود ********************************************************************* به نظر شما . با وجود مشكلات فراوان و وضعيت بحرانيه ايران در جامعه بيت المللي و تصميمات شوراي امنيت ايا هنوز خوشگلا بايد برقصن ؟ ******************************************************************** شرمنده ی اخلاق ورزشکاریتونم واقعا جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج ميفرستم؟ ******************************************************************* يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بندازم كه به يادم بياري كه ياد بدي ديگه اين وقت شب با اس ام اس كسي رو اسكول نكنم ******************************************************************* كرده سوار هواپيما بوده ميهماندار ميگه كمربندها رو ببنديد . كرده مي گه : مال من كش داره بازم ببندم ******************************************************************* نوار مغزی نورمال ******************************************************************* احمدي نژاد مي خواد از اين به بعد به کارمندها به جاي قند خرما بده چون هم انرژي داره هم هسته ******************************************************************** مي دوني فرق اموزگار با روزگار چيه ؟ اموزگار اول درس مي ده بعد امتحان مي گيره ولي روزگار اول امتحان مي گيره بعد درس مي ده ******************************************************************** بدلیل بالا رفتن قیمت سکه فردا روز جهانی به اجرا گذاشتن مهریه میباشد. ******************************************************************* تست كنكور 1385 : ******************************************************************** نمی دونید چقدر خوشحالم که وبلاگمون درست و حسابی راه افتاده هنوز خیلی ها نمیان ولی دم اونایی که میان بخاری(گرم) شما ها فوقالعاده این ، واقعا ۳/۳ ای هستین خیییییییییییییییییییییییلی دوستون دارم و امیدوارم همتون از دم فیلتر قبول شید شما ها هم واسه من دعا کنید قول می دم به افتخار ۳/۳ ای های گل ، یه عالمه وبلاگ رو خوشگل کنم دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه بوووووس من هم اکنون در حال رقص و پایکوبی هستم بزن به افتخارش بزن به اعتبارش بزن به انفعالش بزن به ارادششششششش یه دسته گل ۲۵ تایی برای همه ی ۳/۳ ای های گل گلاب کی حوصله داره ۲۵ تا گل بفرسته خودت ادامه بده بازم بوس بای قابل توجه عمه ی لکه :::!!!!!!!!! اول تو کی بودی ؟؟؟ دوم :::: باید امشب بروم باید امشب چمدانی که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم و به سمتی بروم که دختان حماسی پیداست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟ ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی؟ آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سرّی ست خدایی پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند تو بزرگی و در آیینه ی کوچک ننمایی حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان این توانم که بیایم به محلّت به گدایی عشق و درویشی و انگشت نماییّ و ملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی شمع را باید ازین خانه به در بردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی خلق گویند برو دل به هوای دگری ده نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی ******* ۱. یادتون که نرفته؟ ۲.بچه ها یک انسان فرهیخته در حال گند زدنه.هرکی هست لطفا بس کنه. ۳.فقط دو روز....... یه روزی یه پیرمردی که به تازگی فک می کرد که گوش های زن سالخورده اش سنگین شده و درست نمی شنوه، تصمیم گرفت که زنشو به گوش پزشکی ببره. دکتر به مرد گفت که برای آزمایش اینکه بفهمیم زن شما واقعن می شنوه یا نه باید یه سری ازمایش انجام بدیم که طول می کشه بنابراین بهتره که خودتون یه آزمایش کنین تا بعد . اول در 30 قدمی اش بایست و باهاش صحبت کن اگر جوابی نشنیدی در 20 قدمی بایست و باهاش صحبت کن بعد هم در 10 قدمی تا وقتی که جواب بده. مرد همین کار رو کرد و در 30 قدمی زن وایستاد و گفت:«عزیزم شام چی داریم؟» صدایی نشنید. بعد در 20 قدمی وایستاد و گفت «عزیزم شام چی داریم؟» چون بازم صدایی نشنیددر 10 قدمی وایستاد و باز پرسید:«عزیزم شام چی داریم؟» بازم صدایی نشنید. بعد هم رفت بغل گوشش و بهش گفت:«عزیزم شام چی داریم؟» زن هم در جواب گفت :«برای پنجاهمین بار "جوجه"!!» پ.ن: جان مادرتون نظر بدین! سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز زیوری نیست به اندام کلنگ در زمین گوهر ناپیداییست که رسولان همه از تابش آن خیره شدند پی گوهر باشید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید سهراب ******* میشه یکی بگه اینجا چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ داده نمیشه؟؟؟ اگر فریاد بزنید می شنوند ولی اگر آرام بگویید گوش می دهند افسانه ها هیچ وقت حقیقت ندارند و غیر ممکن یک افسانه است اين سه تا جهانگرد كه يكي چاق، يكي متوسط و يكي لاغر بود تصميم گرفتند براي انتخاب فرد خورده شونده قرعه كشي كنند؛ اما از آنجا كه چاقه بين آنها خيلي بلا بود، به جاي اسم خودش اسم لاغره را توي تغار قرعه كشي انداخت و از بين دو كاغذ لاغر نوشته يك متوسط نوشته، قرعه به نام لاغره درآمد. لاغره هم رفت آماده شود تا دوستانش او را بخورند كه ناگهان يك بابايي شناكنان از توي اقيانوس درآمد و در گوشش گفت: همانا، تو خيلي ساده اي دوستانت سر تو كلاه گذاشته اند و فلان و بهمان. اما خدائیش بد نبود مطلب مفید و آموزنده ای بود حال کنید دوستون دارم تا بعد...... خوبین؟ اول از همه ببخشید واسه ی این همه غیبت. اینترنتمون خراب بود الانم با کلی خواهش و التماس درست شد بچه ها! من هیچگی رو نمی شناسم. کلی فشار آوردم فهمیدم بابای مرحوم و عمه ۱ کی هستن(البته مامان لکه رو استثناْ میشناختم اصلا هم حالم خوب نیست شونزدهم!!! الانم اصلا نفهمیدم اون پست بابای مرحوم(مرحوم بابا) ی لکه رو که نوشته بود با مهسا مشکل پیدا کرده و اینا. وای خدای من! حوصله ام سر رفته! خب دیگه بسه این لوس بازیا یه چیزی بنویسم دور هم باشیم: آنقدر خسیس بود که آب دهانش را هم قورت می داد! آنقدر سرگرم شده بو که بی اختیار کلاه را از سرش برداشت! لباسش را که اتو می کرد سیخکی راه می رفت! و توصیه ی آخر : لطفا برای اینکه نگندید روزی یک لیوان بخندید! خب دیگه می دونم خیلی بی مزه شد ولی همینه که هست!میخواین بخواین نمی خواین هم بخواین! (اگر تا الان منو نشناختین(خیلی دیگه باید مخ باشین)پلاتی پوسم) چطور مي تونيم انتظار داشته باشيم كه بچه ها تو فیلتر قبول شن ؟ يك سال بطور معمول 365 روزه . 1- جمعه ها 52 روز ، شما مي دونین جمعه ها روز استراحته ( حال نمي ده درس خوندن بنابراين باقي مانده سال 313 روزه. 2- تعطيلات تابستان حداقل 50 روز ، هوا خيلي گرمه و درس خوندن مشكل روزهاي باقيمانده سال 263 روز 3- 8 ساعت خواب در شبانه روز كه در كل يكسال 30 روز سال شمار باقيمانده روزهاي سال 141 روز 4- يكساعت روزانه ورزش و تفريح ( موثر براي سلامتي!! باقيمانده سال 126 روز 5- دو ساعت براي صرف غذاي روزانه و خوراكيهاي جانبي در كل 30 روز باقيمانده 96 روز 6- يكساعت براي صحبت كردن و بحث و جدل (انسان يك حيوان اجتماعي مي باشد! )ميانگين 15 روز باقيمانده 81 روز 7- روزهاي امتحان 35 روز در سال كه مطمئناً روز امتحان نبايد درس بخونیم تا فكر آزاد باشه باقيمانده 46 روز 8- تعطيلات فصلي و نيم ترم و ترم 40 روز باقيمانده 6 روز 9- استراحت بيماري حداقل 3 روز (مخصوص نیکی جون!) باقيمانده 3 روز 10-سينما و فعاليتهاي متفرقه ی دیگه باقيمانده 1 روز 11-يكروز باقيمانده روز بزرگداشت تولدتونه شما می تونین درس بخونین؟؟؟؟؟!! بنابراین یه دانش آموز چه جوری می تونه درس بخونه چه برسه به اینکه فیلترم قبول شه... الهه چقدر غر می زنی؟ خب شاید نتونستم بیام خب حالا میخام براتون جوک بگم: فیثاغورث خواست مردمان را پند بدهد و از تنبلی در طلب علم توبیخ کند . بر بالای صخرهای رفت و فریاد کرد: آی آدم ها!وهمین که مردم جمع شدند گفت: من شمارا نخواستم آدم ها را صدا کردم. خدایی حال کردین جکو نه نه نه نه خواهش می کنم بابا این کارا چیه اِ اِ اِ اِ.......... چی شد اون یارو از خنده سکته کرد زحمت نبودم وای حالا چی کار کنم؟ حالا یه چیز دیگه می نویسم قول بدین سکته نکنین دو نفر دزد خری دزدیدند سر تقسیم به هم جنگیدند آن دو بودند چو گرم زد وخورد دزد سوم خر شان را زد و برد بچه ها من دیگه میرم خداحافظ ۲.به یه ترکه میگن: بابا یه کاری بکن، ننه ات از بالای پشب بوم با سر افتاد روی ماشین همسایه اتون!! ۳.به طرف ميگن پسرت ركورد المپيك و شكسته ميگه غلط كرده پدر سوخته من كه پولش و نميدم ۴.يه نفر ميره آمپول بزنه , آمپول زن ميپرسه چپ يا راست ؟ طرف ميگه آقا توروخدا سياسي اش نكن وسط بزن ! ۵.غضنفربراي اولين بارميره حمام مي كه ياجل خالق رنده شده همه جيه ديده بودييم به غيرازاب ۶.يه حلقه ي طللايي اسمتو روش نوشتم طلا نبود حلب بود سرت كللاه گذاشتم ۷.يك توپ دارم قلقليه موي سرم فرفريه جوك جديد نداشتم سرت كلاه گذاشتم ۸.يروز سر ظهر يه گدا به يه كارمندي ميگه ده هزار تومن بده ناهار نخوردم كارمند ميگه من هم ناهار نخوردم ميگه پس بيست هزار تومن بده مهمون من !!!!!! ۹.يهروز يه همشهري ميبينه همه دوستاش موبايل دارن به جز خودش مي ياد يه كاغذ لولهميكنه مي بنده به كمرش ميره پيش رفقاش ازش ميپرسن اين چيه مي گه واي بازم فكس رسيد ۱۰.انواع مرد:اروپايي يه زن داره با يه دوست دختر زنش رو از دوست دخترش بيشتر دوست داره. ۱۱.يه جا خوندم دوست داشتن دل مي خواد نه دليل از ته دل دوست دارم بدون هيچ دليلي (از سري داستان هاي چوپان دروغگو ۱۲.******* (خودم خیلی خوشم اوم ، ستاره دارش کردم )يه تركه بچش رو مي بره مدرسه اي تو لندن تا انگليسي ياد بگيره. ۱۳.جوووووووووووووووک (اینو خودم گفتم از جائی نپیچوندم ) ۱۴.يارو ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟ ۱۵.يه نفر مي ره امام زاده مي بينه يه دختره داره ميگه خدايا يه شوهر خوب به من بده طرف خودش رو مياندازه روي دختره بعد ميگه خدايا چرا هولم مي دي ۱۶.***نويسنده ....:شب بود وخورشيد به روشني ميدرخشيد پيرمردي جوان يكه و تنهاهمراه خانواده در سكوت گوشخراش شب قدم زنان ايستاده بود. ۱۷.شركت نفت ايران از دختران خواهش كرد جهت صرفه جويي درمصرف بنزين با اولين بوق سوار ماشين بشن و از ناز كردن بيجا خودداري نمايند . ۱۸.از طرف مي پرسن: خواهرت با كي ازدواج كرده . ميگه: غريبه نيست دامادمونه ۱۹. بسه دیگه ۲۰. خداحافظ شما ها فقط ناظرین و نظر می دین دیگه رسما خب یه چیزی هم بنویسین دیگه مخصوص زه زه بود الان منو می زنه . . . دیروز با یه دسته گل اومده بود به دیدنم ،با یه نگاه مهربون،همون نگاهی که سالها آرزوشا داشتم و ازم دریغ میکرد . گریه کرد،گفت دلش برام خیلی تنگ شده می خواستم اشکاشو از رو صورتش پاک کنم ولی نمیتونستم ،فقط نگاش کردم .....اون رفت ولی سنگ قبره من خیسه خیسه . . . . . . اگر شبي از شبهاي زمستاني، مسافري به اميد گرماي نگاهت به تو پناه آورد تنهايش نگذار. شايد در گرمترين روزهاي تابستان به خنکي لبخندش محتاج شوي . . . . . . . . . حرفهایی هست برای نگفتن و شاید ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دار وجود دارد انسان می تواند آزاد باشد بدون اینکه بزرگ باشد . اما هیچ انسانی نمی تواند بزرگ باشد اگر آزاد نباشد هرکه بیشتر دوست بدارد رنج بیشتری می کشد هر روز باید غم همان روز را خورد نه غم فردا را یه کمی بیشتر از 9 ماه و 2 هفته ی پیش بود که قطبی اومد ایران،افشین قطبی. هیچکس فکر نمی کرد که بتونه پرسپولیس رو بالا بکشه،تیمی که 6 سال از قهرمانیش می گذشت، حالا چه برسه که قهرمانی ... قطبی ای که هیچ جا تجربه ی مربی گری نداشت، نهایت کارش کمک مربی تیم ملی کره بود. حتی فردوسی پوری که میدونه همه چیز فوتبال غیر منتظرس هم امیدوار نبود. قطبی اما از همه مطمئن تر گفت پرسپولیس قهرمان میشه، با 65 امتیاز... حالا لیگ شروع شده، عالی عالی عالی ... بدون باخت تا جایی که به سپاهان رسید، تیم دوم آسیا. انصافا خوب بازی کرد، مشکل اینجا بود که اونا هم خوب بازی کردن...شد 2-1 . و این اولین باخت پرسپولیس بود. عادت به برد داشتن یه باخت نابود کرد، وحشتناک سقوط کردن، باختن و باختن... اما قطبی هنوزکسی بود که با اطمینان میگفت که قهرمان این لیگ پرسپولیسه... حالا معلوم شده انقدر هم توی باشگاه پرسپولیس وضع خوب نیستبعضیا میگفتن پرسپولیس از قصد میبازه که قطبی بره کنار درست مثل حجازی، اما نمیدونستن که اینجا پرسپولیسه نه استقلال. یه روز کاشانی اومد رختکن پرسپولیس گفت هرچقدر هم ببازین قطبی تا اخره فصل هست، اون یادش بود که اینجا پرسپولیسه، نه... پرسپولیس و استقلال بازی کردن با نتیجه ی 1-1 .این بازی نحس بود، بازی بعدی هم پرسپولیس و هم استقلال باختن و هردو هم 4-1 ! اونجا بود که همه گفتن کار قطبی تمومه. رختکن پرسپولیس همه شوکه بودن رختکن استقلال هم همینطور.اونجا بود که همه به خودشون اومدن، اونجا بود که قطبی هنوز قول قهرمانی میداد. پرسپولیس اجازه داد به قطبی که ادامه بده اخه اون قول داده بود که قهرمانی ماله پرسپولیسه، اما اونور تو استقلال دیگه هیچکس به فیروز کریمی اعتقاد نداشت... فیروز کریمی ای که با کلی ژانگولر بازی از استقلال اهواز اومد استقلال تهران، اونم قول قهرمانی داد، اما خب... لازمه بگم که اینجا پرسپولیسه نه استقلال؟!... یادم نمیره که بعد از بازی با صبا باتری چقدر خوشحال بود قطبی... هنوز امیدواربود که با پرسپولیس بره اسیا ...چی میشه که ادم ارزو هاشم یادش میره؟! بازی بود با سپاهان دوباره... دوباره.فقط برد می خواست،فقط برد... وحشتناک بازی حساس بود...و گل سپهر حیدری.....پرسپولیس قهرمان شد،تمام. چقد دبه دراورد سپاهانو هیچکس یادش نمیره ، سر داوری، سر اینکه حق پرسپولیس نبود، سر اینکه پرسپولیس هیچی نداشت جز سانتر های روی دروازه ی 50 سال پیش ! خجالت نمیکشین بگین ما از فوتباله 50 سال پیش باختیم؟!!! حالا پرسپولیس قهرمان شده و اگه اون 6 امتیازو هم حساب کنیم میشه 64 امتیاز میشه 1 امتیازو بخشید. قطبی به قولش عمل کرد،اما چیزایی هست که یادش نمیره... یادش نمیره استیلی پشت سرش چه حرفایی میزده، یادش نمیره لپ تاپشو زدن خورد و خاکشیر کردن، یادش نمیره بازیکنایی که انقد پشتش براش زدن البته خاطرات خوبی هم داره ولی چه میشه کرد که خاطرات بدش وحشتناک زیادن... اون 2 هفته ای که رفت سفر معلوم شد چقد ادم هنوز میخوان جای اون باشن و چقد بازیکن بدون اون شاد ترن، و معلوم شد که اگه بمونه همون آشه و همون کاسه... حالا قطبی رفته... امروز صبح رفت... اون فقط آرامش میخواست و یه ذره شادی ... خدایا ما مردم رو ببخش که انقد حسودیم که نمی تونیم ببینیم یه ادم انقدر خوبه... تقصیرو گردن کسی نمیندازه، خوس اخلاقه و از همه مهمتر مربی خوبیه.. انگار خواب بود ... چند سال بعد قطبی فقط یه خاطره میشه و یه رویا... اومد و هیچکس بهش اعتماد نداشت، کارای خودشو کرد... آرومو آروم ... پرسپولیس قهرمان شد و چند میلیون آدم شا د. قطبی ولی به آرزوش نرسید ... می خواست بره آسیا سعیش رو هم کرد، اما کسی بهش کمک نکرد... افشین قطبی فقط آرامش می خواست و شادی، نبود.......همین. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ راستی این اولین پستمه...سلام!! امروز یه سو تفاهم واسه ی من پیش اومد که طبق معمول زود قضاوت کردم و یه چیزی نوشتم بعد فهمیدم اشکال از یه جای دیگس و دوباره اومدم معذرت خواستم اما مامان لکه خیلی از دستم ناراحت شد . اولش هر چی دلش خواست نوشت بعد من جوابشو دادم و دوباره نوشت و گفت که دیگه نمیاد تو وبلاگ منم درباره جوابشو دادم . اما بعدش یه عالمه بهش sms زدم و منتشو کشیدم ولی هنوز داره ناز می کنه. به خدا اگه یه نفر بیاد حرف های منو گوش کنه می فهمه که تقصیر من نبوده اما خب مامان لکه خیلی زود ناراحت شد و اصلا به حرف هام گوش نداد . وقتی تلفنی حرف زدیم کاملا قانع شد اما دوباره شروع کرد . به هر حال الان از همتون کمک می خوام . خواهش میکنم بیاین و مامان لکه رو دوباره بیارید توی وبلاگ . من قول میدم که فردا تمام ماجرا رو براتون تعریف کنم ولی حالا خواهش می کنم کمکم کنید مهسا هنوزم از دست من دلخوره. در ضمن اون کسی که به اسم یه 3/3 ای اومده نظر داده ، یه آدم فوق العاده بی رحمه که من نمیبخشمش . چرا بدون اینکه چیزی بدونی این حرف ها رو زدی ؟ حرفهات خیلی بد بودن حالا میگی خودت هم بدون اینکه چیزی بدونی حرف زدی اما من بهت می گم که اگه فردا بیای و به حرف های من گوش کنی میفهمی که کارت خیلی بد بوده و اگه من یه کاری کردم یه اشتباه بوده . تازه من فقط گفته بودم فکر می کنم کار مامان لکه باشه اونم به خاطر این که عکسی که اونجا بود و مدلش مثل مدل عکسای مامان لکه بود . فقط همین . بعدشم عذز خواهی کردم و کلی به مهسا sms دادم حالا هم ازتون خواهش می کنم کمکم کنید. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه تركه ميره رو دايو محكم شيرجه ميزنه تو استخر طوري كه سرش ميخوره ته استخرو گيج ميشه مياد رو آب ميگه: ميخوام سالاد درست كنم!!!!!!
ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. تركه ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ تركه ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرند.
![]()

![]()


ما ها چقدر به هم می خوریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشيده ی شب می کشم
چراغهای رابطه تاريکند
چراغهای رابطه تاريکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار!
پرنده مردنی ست
با تشکر از: famya
شعر از :فروغ فرخزاد
The Bird is Mortal
I feel sick at heart
I feel sick at heart
I walk to the porch and scratch
My fingers against the stretchedskin of night
Dark are lamps of relationship
Dark are lamps of relationship
No one will introduce me
To the sun
No one will take me to the feast of sarrows
Remember flight
The bird id mortal
با صدای بی صدا
مث يه کوه بلند
مث يه خواب کوتاه يه مرد بود يه مرد
با دست های فقير
باچشم های محروم
با پاهای خسته يه مرد بود يه مرد
شب با تابوت سياه
نشست توی چشم هاش
خاموش شد ستاره افتاد روی خاک
سايه ش هم نموند
هرگز پشت سرش
غمگين بود و خسته تنهای تنها
با لب های تشنه به عکس يه چشمه نرسيد تا ببينه
قطره
قطره
قطره ی آب
قطره ی آب
در شب بی تپش اين طرف،اون طرف می افتاد تا بشنفه
صدا
صدا
صدای پا
صدای پا
![]()
![]()
![]()
به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زمانی هيچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلی خوبی داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.مثل من وشویم! اون نگفت عاشقمه من رفتم خودمو بهش چسبوبدم!!!![]()
![]()
![]()
چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت"من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم" هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. “
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چگونه یک زن را خوش حال کنیم:
2- یک همدم باشه
3- یک عاشق باشه
4- یک برادر باشه
5- یک پدر باشه
6- یک استاد باشه
7- یک آشپز باشه
8- یک برق کار باشه
9- یک نجار باشه
10- یک لوله کش باشه
11- یک مکانیک باشه
12- یک دکوراتور باشه
13- یک متخصص مد باشه
14- یک روانشناس باشه
15- یک حشره کش باشه
16- یک التیام بخش باشه
17- یک شنونده خوب باشه
18- خیلی تمیز باشه
19- دلسوز باشه
18- ورزشکار باشه
19- صمیمی باشه
20- شجاع باشه
21- خلاق باشه
22- با ملاحضه باشه
23- محتاط باشه
24- بلند همت باشه
25- مستعد باشه
26- با جرات باشه
27- مصمم باشه
28- راستگو باشه
29- مورد اعتماد باشه
30- کمی احساساتی باشه
31- باید ازش به بطور مرتب تعریف کنه
32- عاشق خرید باشه
33- درستکار باشه
34- پولدار باشه
35- بهش استرس وارد نکنه
36- به دخترهای دیگه نگاه نکنه
و در همون لحظه باید:
37-کلی بهش توجه کنه ولی به خودش نه
38-بهش زمان زیادی بده مخصوصاً برای خودش
39- بهش فضای زیادی بده، بدون اینکه نگران باشه که کجا میره
و این خیلی مهم که:
40- هیچ وقت:
* تولدش
* سالگرد ازدواج
* قول و قرارهایی که اون میزاره رو فراموش نکنه!![]()
![]()
![]()
![]()
_/l_/l_/l_/l_/l_
نوار فلب اصفهاني ها
_$_$_$_$_$_$_$_
نوار قلب ترك
_!_?_!_?_!_?_!_?_
نوار قلب لر
_________________
به این فکر کنید که دیه ارزانتر از مهریه است
از اون بالا ........... ميايد
1. شاهين
2.الاغ
3.فنچ
4.كفتر
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لاغره رفت قرعه ها را نگاه كرد ديد، اي دل غافل آن بابا راست گفته بعد موضوع را به دو جهانگرد ديگر گفت و كلي هم شاكي شد و پيشنهاد داد كه چون تقلب از جانب جهانگرد چاق صورت گرفته، خودش هم خورده شود. اما چاقه دبه كرد ]توضيح آنكه دبه كرد به معناي «ناسزا گفت و زيرش زد» به كار مي رود [و پيشنهاد داد، رأي بگيرند كه كي خورده بشود. قبل از رأي گيري سه نفري شروع كردند يك مقدار در مورد خودشان صحبت كردن.
متوسطه: دوستان! متأسفانه من مادرزادي رماتيسم دارم و گوشتم تلخ است. ظاهراً چند وقتي هم هست كه «HIV» گرفته ام و «GLX» بدنم هم بدجوري به روغن سوزي افتاده و دچار چند بيماري ديگر هم هستم كه اگر بگويم حالتان بد مي شود، پس نمي گويم.
چاقه: دوستان جهانگرد عزيز! همان طور كه مي بينيد گوشت من از فرط خستگي و تراكم شل ولهيده شده و حتم دارم مزه ماست خاكي مي دهد. ضمن اينكه ما پشت اندر پشت آدمهاي گوشت تلخي بوده ايم و با يك تحقيق الكي هم مي توانيد صحت اين موضوع را متوجه شويد.
لاغره: دوستان عزيزم! گوشت بدن من اصلاً قابل پختن نيست و سر هم نيم كيلو مفيد هم از آن درنمي آيد.
بعد از اين توضيحات، جهانگردان رأي شان را توي تغار ريختند. اما چاقه تقلب كرد و به جاي يك رأي دو برگ به نام لاغره انداخت توي تغار. هنوز آرا شمارش نشده بود كه يك بابايي از توي آسمان افتاد وسط جزيره و در گوش لاغره يك چيزي گفت: لاغره هم برگه ها را درآورد و ديد يك رأي چاق، يك رأي متوسط و دو تا رأي به نام او درآمده و همان وقت يك حساب الكي كرد ديد سه نفر كه نمي توانند چهار تا رأي داده باشند و همان موقع انتخابات را ابطال كرد.
چاقه كه ديگه خيلي گرسنه اش شده بود، عصباني شد و گفت: حالا كه همانا از راه آدميزاد نمي شود، به شيوه خودمان عمل مي كنيم. بعد زير لنگ لاغره را گرفت و بلند كرد تا او را ببرد توي آب اقيانوس بشويد و براي پختن آماده كند. در اين هنگام يك پري دريايي از پشت درختها آمد و به متوسطه گفت: جهانگرد سومي چرا بيكار نشسته اي اگر الان شما دو تا لاغره را بپزيد همه اش به اندازه يك وعده گوشت براي خوردن داريد و مطمئن باش كه اين چاقالوي شكمو فردا تو را براي ناهارش مي خورد. اما اگر تو و لاغره اين چاقالو را بگيريد نه تنها مي توانيد خودتان را كاملاً سير كنيد، بلكه تا يك ماه ديگر و رسيدن كمك هم وقت و غذاي كافي خواهيد داشت!
متوسطه هم كه ديد پري دريايي به رغم بيرون آمدنش از پشت درختان - به جاي اقيانوس - بي راه نمي گويد، يك قطعه سنگ بزرگي برداشت ] ... اين بخش از داستان به دليل وجود خشونت زياد توسط قيچي آقاي ارزياب بريده شده است. خيلي هم خوب است(84-)[
بدين ترتيب متوسطه و لاغره يك هفته اي توي جزيره ماندند تا اينكه كمك رسيد و نجات پيدا كردند.
ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه اگر خواستيم جهانگرد بشويم بهتر است يك جعبه خرما از سوپر ماركت محله مان بخريم و با خودمان ببريم. لازم مي شود.
دزدی بوووووووووود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
) من حتی خودم روهم نمی شناسم!!!
گرچه رو اون لیستو که نگاه کردم فکر کنم فهمیدم کی ام. من در جهت خودشناسی نیازمند یاری سبزتان هستم!
اون امتحانه رو یادتونه که گروه ما شده بود نفر اول تو کشور؟میدونین مرحله دومشو(همونی که سر زنگ انشای ما رفتیم دادیم)چندم شدیم؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)
) كه در كل 15 روز ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شرمندم نکنید![]()
به خدا راضی به ![]()
![]()
![]()
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: ظهر ناهار چی میخوری؟
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: شام چی می خوری؟
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: اصلا ولش کن، بگو اوقات فراغتت رو چیکار می کنی؟
میگه: میشینم نون خورد می کنم واسه تیلیت
ترکه میگه: ولش کن بابا، حق شه. من ده دفعه به این همسایهه گفته بودم، بغل خونه ما پارک نکن!!!
امريكايي يه زن داره با يه دوست دختر دوست دخترش رو از زنش بيشتر دوست داره
ايراني يه زن داره با 30تا دوست دختر ننش رو از همه بيشتر دوست داره
سال بعد ميره سراغش!نرسيده به مدرسه بچه هاي لندن داد ميزنن اهبر ددي گلدي!!!!
ميگه: 16 سال !
ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |






.jpg)




.jpg)







