ولرم - 3/3
دختـری با مادرش در رختخواب درد و دل می کرد با چشمی پر ز آب گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم سن من از 26 افزون شده دل میان سینه غرق خون شده هیچکس مجنون این لیلي نشد شوهری از بهر من پیدا نشد غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن گفت دختر: مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا کی نگاهی می کنم بر یک پسر مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟ غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعید و یاسر و ایضا ً صفر با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا یک سری، هم صحبت یاسر شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم مادرش آمد میان حرف او گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر خاک عالم بر سرت، خیلی بدی واقعا ً که پــوز مـــادر را زدی #include از دستتون ناراحتم! از دست همتون ناراحتم! فکر نمیکنم این پستو کسی بجز خودم و آدمایی که همینجوری بیخودی وب گردی میکنن و ممکنه کاملا اتفاقی به اینجا سر بزنن ... کس دیگه ای بخونه! شما مثلا 3/3 ای بودید! آره؟ آره شما 3/3 ای بودید و چقدر زود یادتون رفت که یه 3/3 ای هم یه روزی وجود داشت و چقدر زود یادتون رفت که این وبلاگ شاید برای این درست شده بود که ما همدیگه رو فراموش نکنیم! ای پدر مرحوم لکه که فارسی تایپ کردن برات سخت بود و قول دادی که زود به زود به وبلاگ سر بزنی........! و چقدر زود قول هامون به هم رو یادمون رفت! ولی مطمئنم که هیچ کدوممون مدرسه ی راهنمایی رو یادمون نمیره! هیچ وقت! ولی چقدر زود همدیگه رو فراموش کردیم! از 3/3 فقط نرگس تو 1/5 هست! ولی من برام مهم نیست! چرا باید برام مهم باشه؟ ما 6 تا بودیم! ترانه که پسورد و یوزرشو کامپیوترشون نمیخونه! نیکی که از موضوع های وبلاگ خوشش نمیومد و تنبلیش میشد بره مطلبی بذاره که خودش خوشش بیاد...اونم کلا قهر کرد! از غزل (ر) هم که من کلا نمیدونم چیکار میکنه! الهه که دمش گرم واقعا! خودش اردیبهشت اومد یه عالمه جیغ زد که این آدرس وبلاگ کلاسیمونه و بیاید مطلب بذارید و همش به من غر میزد چرا نمیایو...! چی شد اینهمه سرتون شلوغ شد! تابستون که برنامه هاتون مثل الان نبود! حداقل بیاید یه نظر بدید! غزل (ه) هم که مودمش سوخته! اون حداقا 2 هفته یه بار از سایت مدرسه میاد یه سلام میکنه! واقعا این کار برای من هیچ فایده ای نداره ولی واقعا نمیدونم تا کی میخام خودمو گول بزنم و بیام توی وبلاگ مطلب بذارم! شما هم منو میشناسید! امیدوارم مثل همیشه باشم و اصلا کم نیارم! یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود. در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد: کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)- عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد. بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
نتیجه 1: اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن !
نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت!!! قتل عام کودکان وزنان لبنابی در قانا((در ادامه ی مطلب)) susan sarandon
david & victoria beckham jennifer lopez saddam hussein tom cruise the beatles david & victoria beckham napoleon michael jackson sylvester stallone Hitler & Churchill elvis jessica simpson Brad Pitt & angelina jolie will smith & salma hayek اینا مجسمه بودن ها!!!! یه مقداری هم ازش عکس میذار! و یه مقداری اطلاعات! Jesse McCartney, (born on April 9, 1987), was born in New York City. He is most notable for being a pop singer, doing recordings with Walt Disney Records and Hollywood Records on various projects. A performer since childhood, McCartney first tasted success with the boy band Dream Street, which he joined at the age of 12. He also landed roles on Broadway and on TV's All My Children before his first boy band gig. Jesse has also began an acting career with both television and cinema Right click -> Save Target As
شادم این روزها که می گذرد شادم که می گذرد این روزها شادم که می گذرد .... از : قیصر امین پور
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید پیش از ازل می آفرید با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد! آدم زمینی تر شد و من بودم و چشمان تو از : افشین یداللهی
اگر اسلام خوب است و همه دارند ازش سواستفاده ميكنند! 1- اين چه دينييست كه 1400 سال است همه دارند ازآن سواستفاده ميكنند؟! 2- اگر چيزي بنام دين نبود.. اينهمه سواستفاده در دين هم وجود داشت؟! 3- اگر اسلام واقعي اجرا شود و از آن سواستفاده نشود آيا واقعا عدالت اجرا ميشود؟ يا استفاده از دين با سواستفادهاش هيچ فرقي ندارد؟! چرا مهدي نتوانست از بين آنهمه مردمي كه مخلصانه در راهش كشته شدند(ايران و عراق) 313 نفر را پيدا كند؟ و ظاهر شود؟ وبلاگ مناظره
ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت، جاهطلبي و ... هر كس چيزي چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد.دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده (مقدار زیادی لوس بود! خودم خوشم نیومد! حالا شما نظرتون رو بگید! چون معمولا نظر عامه ی افراد بر عکس منه!) Jessica biel and Justin Timberlake settled on a dinner out at Jerry’s Deli in Studio City on Friday night - October 31, 2008 الان نمیتونم ولی این 5شنبه ازشون عکسای جذاب تری هم میذارم! جوک و اس ام اس و ..... داشت! برای جوک های +۱۸ اش تا حدی خندیدم...ولی خیلی ناجور بودن! پیشنهاد نمیکنم که برید سایت رو ببینید! ولی بر حسب وظیفه آدرسشو میذارم! لینکی هم نمیذارم!!! بار رافائلی : دوست دختر بیریخت دیکاپریو!!!!!!!!!!! آخه یکی نیست بگه که این دیکاپریو از چیه این دختره خوشش میاد؟؟؟؟ قیافش خوبه؟؟؟ نه! مثل این که عاشق شخصیت بلند مرتبه و سنگین و رنگین یه مدل لباس شده!!!! !!!!! حالا به ما که ربطی نداره! علف باید به دهن دیکاپریو خوش بیاد!!! ان شاالله دیکاپریو این ارزش و اهمیت این که ازدواج نکرده رو میفهمه و حداقل با یه دختر اسرائیلی ازدواج نمیکنه!!! .....................................................................................................................! تعطیلات لئوناردو دیکاپریو و بار رافائلی در مکزیک در حالی که فیلم مجموعه دروغها با بازی لئوناردو دیکاپریو،راسل کرو و گلشیفته فراهانی و کارگردانی رایدلی اسکات از امشب(مال چند هفته پیشه) در آمریکا اکران رسمی خواهد شد،لئوناردو دیکاپریو همراه با دوست دختر اسرائیلیش بار رافائلی و همچنین والدین بار در تعطیلات در مکزیک بسر میبرند. Leonardi DiCaprio and Israeli model girlfriend Bar Rafaeli are still going strong, visiting the ruins histor icruins in Tulum, Mexico together on Thursday ............................................................................................................. مقایسه ی دانشگاه ها با فیلم ها دوران قبل از دانشگاه = حسرت قبول شدن در دانشگاه = صعود کنکور= گذرگاه کاماندارا دوران دانشجویی دوران دانشجویی = سال ها ی دور ازخانه خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره ی 13 بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها امتحان ریاضی = کشتار بیوجرسی امتحان میان ترم = زنگ خطر امتحان پایان ترم = آوار لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها نمره ی امتحان = پرنده ی کوچک خوشبختی مسئولین دانشگاه = گرگها اساتید = این روه خشن آشپزخانه = خانه ی عنکبوت رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر دانشجوی اخراجی = مردی که به زانو در امد دانشجوی فارق التحصیل = دیوانه از قفس پرید دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ مدرک گرفتن = پرواز بر سر آشیانه ی فاخته پاس کردن واحد ها = آرزوی بزرگ مرگ استاد ها =جلاد ها هم میمیرند محوطه ی چمن دانشگاه = حریم مهرورزی استاد راهنما = مرد نامرئی کمک هزینه = بر باد رفته درخواست دانشجویان = بگذار زندگی کنم دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان اتاق رئیس دانشگاه = کلبه ی وحشت شب امتحان = امشب اشکی میریزم تقلب در امتحان =راز بقا یاد گیری = قله ی قاف دانشجوی معترض=پسر شجاع تربیت بدنی 1 = راکی 1 تربیت بدنی 2 = راکی 2 خاطرات اساتید = اعترافات یک خلافکار انصراف = فرار از کولاک تصیح ورقه ی امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد =دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6 میلیون دلاری آرزوی دانشجویان = زلزله ی بزرگ هیئت علمی=سامورایی ها رئیس دانشگاه= دیکتاتور بزرگ رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین رئیس آموزش = هزاردستان معاون آموزش=دزد دریایی برخورد مسئولین=کمیسر متهم میکند از دانشگاه تا خوابگاه= از کرخه تا راین (اینجانب این متن را از یه جایی ژیدا کردم که توی وبلاگش نمیشد مارک کنی! به همین دلیل کلشو تایپ کردم!!!!
من واقعا نمی دونم که این هفته چی باید بنویسم! ما هفته ی دیگه که فقط ۵ روز مدرسه می ریم.... ۷ تا امتحان داریم!!! چنتا داستان کوتاه میذارم! به نظر خودم که اصلا جذاب نیستن! ولی برای جذاب تر شدن مطالب هر هفته........ بگید از چی بذارم؟؟؟؟
مادر مرده پسر بچه از پشت به زمین افتاد. زن زیر گلویش را خاراند:دیدی خانم کوچولو،بازم افتادی. پسر بچه این بار پایه ی صندلی را گرفت. خودش را کمی بالا کشید و با دست دیگرش پاچه ی شلوار زن را گرفت. چند بار به جلو و عقب رفت. به یک باره دست را از پایه ی صندلی جدا کرد و با دو دست محکم پاهای آویزان زن را بغل کرد. لبانش را رو به تو برده بود و پشت سر هم می گفت:ماما،ماما،ماما،ماما........... نویسنده:سهیل میرزایی
صورتش را روی شانه ی جک بالا و پایین برد. نفس راحتی کشید:ممنونم که اجازه دادی سرمو روی شونه ت بذارم.احساس آرامش عجیبی به م دست داد. جک سرش را جلو برد و زبان در آورد. زن با کف دست صورت او را پس زد:تو که می دونی از این کار بدم می یاد. دوباره سر را روی شانه ی او گذاشت:حالا بذار یه کمی بخوابم. و چشم روی هم گذاشت. جک رو گرداند و به قاب عکس روی دیوار نگاه کرد. عکس زن و خودش که کنار ساحل انداخته شده بود. زن، دست ها را قلاب کرد و لای پایش گذاشت:آفرین پسر خوب. چشم بازكرد و به ترک تازه ی روی سقف خيره شد. یک آن، نگاهش در نگاه جک تلاقی کرد. خندید:ای سگ بدجنس!!! جک دمش را بالا برد و آهسته در هوا تکان داد. نویسنده:سهیل میرزایی
- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ آسيب شناسي فك و فاميل خاله
عمو روح!!!!!!!!! بده...میتونم برش دارم!!!! !!!!! !!!!!!!!!!!! مامان لکه!!! یكی میره دزدی، صاحب خونه پا میشه میگه كیه اون جا؟ میگه : هیچكی، گربست، بعععععع!
#include
main(){
cout<<"Please enter a number between 99 & 1000"<<"\n";
int a,x,y,z;
cin>> a;
x=a%10;
y=(a%100)/10;
z=a/100;
cout<<"Sum= "<
clrscr();
ادامه مطلب

خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!

ادامه مطلب


ادامه مطلب
![]()





این روزها که می گذرد
وقتی ابد چشم تو را
وقتی زمین ناز تو را
در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
نه عقل بود و نه دلی
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
عالم به آدم، سجده کرد!
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی…
ميخريد و در ازايش
بعضيها ايمانشان را
تف كنم.
بساطم را پهن كردهام و آرام
ميبيني! آدمها خودشان
ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و
از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و
گفت و گفت.
چيزهاي ديگر بود. دور
فريب بخورد.
جعبه عبادت از دستم افتاد و
كه آن را كنار بساط
نامردش را بگيرم. عبادت
بيدليام را با خود
بود...







)

!!!!!!!!!!
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد (به نظر من این مورد برای خانم ها بوده!!!!(من خیانت کار نیستم! راست میگم!))
6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.
?- عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ?- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ?- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ?- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ?- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making.
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.
?- دايي
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.
سعي كنيد حتمن حداقل يك دايي داشته باشيد.
?- عمو
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است.
- من تو رو دوست دارم
تو هم منو دوست داری.
نتیجه رمانتیک : بیا عاشق هم بشیم
نتیجه اخلاقی : بیا به بابا مامانامون بگیم
نتیجه بی ناموسی : بیا همو بماچیم
نتیجه شاعرانه : بیا با هم برقصیم
نتیجه هندی : بیا با هم گریه کنیم
نتیجه مازوخیسمی : بیا همدیگه رو بکشیم
نتیجه غربی : بیا همخونه شیم با هم
نتیجه اوا خواهری : وای چه خوب مگه نه ؟
نتیجه شرعی : بیا ازدواج کنیم
نتیجه ریاضی : پس آنگاه کیو
نتیجه علمی : پس بچه مون هم مارو دوست خواهد داشت
نتیجه خرکی : بیا فرار کنیم
نتیجه داروینی : پس ما میمون نیستیم
نتیجه خداشناسی : پس خدا یکیست
نتیجه ایدئولوژیک : پس ما یکی هستیم
نتیجه ایرانی : پس بیا به پای هم پیر بشیم
نتیجه اومانیستی : پس گوربابای بقیه
نتیجه بچه مایه داری : پس بیا بریم بیلیارد
نتیجه اینترنتی : پس بیا همو اد کنیم
نتیجه سرخپوستی : پس بیا خونمونو با هم قاطی کنیم
نتیجه عرفی : امشب چه شبیست .. شب وصال است امشب
نتیجه ادبی : او ایشان را دوست دارد , ما شما را دوست داریم , ...
نتیجه سیاسی : بابات چیکاره است ؟
نتیجه کلی : متاسفم , من اشتباه کردم
![]()
مسعود ده نمکی اعلام کرد به زودی جواب گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو را می دهم.
گفته می شود به تازگی گلشیفته فراهانی در فیلمی با عنوان مجموعه دروغها Body of Lies با کارگردانی کارگردان مشهور هالیوود ریدلی اسکات و در کنار لئوناردو دی کاپریو حضور یافته است.
ده نمکی در واکنش به این خبر اعلام کرد قصد دارم به زودی در جواب این حرکت استکبار جهانی فیلمی بسازم با عنوان بالاتر از دروغ “فی ماورا الکذب” . وی گفت اگر انها با گلشیفته و دی کاپریو به ارزشهای ما تجاوز می کنند من هم با ال پاچینو و جنیفر جوابشان را می دهم. وی گفت در مورد داستان فیلم بالاتر از دروغ گفت: در این فیلم ال پاچینو یک برادر متعهد است که در همسایگی جنیفر زندگی می کند اما متاسفانه جنیفر که تحت تاثیر برنامه های ماهواره قرار گرفته به برگزاری پارتی های مستهجن علاقه دارد اما در نهایت ال پاچینو موفق می شود او را هدایت کند و در پایان فیلم جنیفر پس از مرخص شدن از بیمارستان زندگی پاک و جدیدی را شروع می کند.
این کارگردان نام اشنا که پیش از ورود به عالم سینما به بر هم زدن تجمعات و ارشاد فیزیکی اشتغال داشت گفت: چماق ، قلم و دوربین هر سه مقدس هستند و باید از همه این ابزارها در جهت ترویج ارزشها استفاده کرد .
مامان لکه
![]()
![]()
.....................................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه نفر میره لایه ازون رو بدوزه، اما بر نمیگرده. میبینن لایه ازون رو از بیرون دوخته...
یه بار یكی میخواسته مزاحم تلفنی بشه، سر هر ساعت میره دم كیوسكهای تلفن عمومی؛ در اونا رو میزنه و در میره!
یه نفر زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ورمیداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده...

وين روني زمانيكه قرار داد خود را با منچستر يونايتد به ارزش 30 ميليون پوند امضا كرد گران قيمت ترين بازيكن جوان جهان شد.
بازيكن سابق اورتوني روياي پيوستن به الدترافورد را زماني آگوست 2004 فرصت باقي بودپايان داد كه فقط ساعتي به پايان زمان نقل و انتقالات در روز سه شنبه 31 .
اولين بازي وين در اولين بازي فصل 2002-2003 مقابل تاتنهام در گوديسون پارك بود. او نه بازي بعد اولين گل خود را در ليگ برتر به ثمر رساند – گل فوق العاده ي دقيقه آخر كه پيروزي دراماتيك 2-1 برابر آرسنال را سبب شد -
به زودي استعداد وين روني در سطحبين المللي آشكار شد و او در فوريه 2003 جوانترين بازيكن انگلستان شد، زمانيكه به عنوان بازيكن ذخيره در بازي مقابل استراليا در آپتون پارك به ميدان آمد. او همچنين جوانترين بازيكني شد كه براي كشورش در بازي با مقدونيه در 17 سالگي و در سپتامبر 2003 گل زد.
شهرت او وقتي به عنوان يك بازيكن جوان در جهان بيشتر شد كه آن بازيهاي خيره كننده را براي انگلستان در جام ملتهاي اروپا 2004 در پرتغال به نمايش گذاشت.
به دنبال اين قرار داد نقل و انقال با اورتون، يونايتدها بالاخره بازيكني را داشتند كه از وجود او رئيس قرمزهاي منچستر احساس خوشحالي كند.
فرگوسن: "من خيلي خوشحالم. من فكر ميكنم كه ما بهترين بازيكن جوان اين كشور در 30 سال گذشته را در اختيار داريم. همه از اين قرارداد احساس خوشحالي ميكنند"
او قبل از پيوستن (رود ون نيستلروي) به رئال مادريد مهاجم دوم تيم خود بود با اين وجود در سالهاي 2005 و 2006 بارها در جناحين بازي كرد و در اين كار خيلي خوب ظاهر شد. او در تيم منچستريونايتد شماره هشت و در تيم ملي انگليس شماره نه را دارد. روني در شهر كوچك (كاراكس تنت) در نزديكي (ليورپول) پرورش يافت و به همراه دو برادر خود به مدرسه معمولي شهر ميرفت. او هميشه عاشق (اورتون) بود و اين عشق را با پوشيدن تيشرتي كه روي آن نوشته شده بود (يك بار آبي، هميشه آبي) به همه نشان ميداد. پنجره قديمي اتاق روني هميشه از عكسهاي اعضاي تيم اورتون پوشيده بود. 4 گلي كه او در چهار مسابقه مقابل سوييس و كرواسي به ثمر رساند- كه اون گل زيبا رو از فاصله 25 ياردي ( 22.5 متري) مقابل كرواسي شامل ميشود- كافي بود تا سر الكس فرگوسن را براي امضاي قرارداد با اين گل زن فوق العاده كه از زمانيكه او 14 ساله بوده به دنبالش بوده است متقاعد كند.
او گرانترين فوتباليست زير بيست سال تاريخ نيز بود. زيرا در هجده سالگي با قيمت 31 ميليون پوند با تيم منچستر يونايتد قرارداد بست.
روني يكي از سه پسر (وين بزرگ) و (جنيت روني) است. برادران او (گراهام و جان) نام دارند. وين مدرك تحصيلي بالايي ندارد. او هميشه زير نگاه تيزبين دوربينهاي نشريات مختلف است و عادت وسواسگونه نامزدش (كالين مكلاگلين) براي خريد كردن، اغلب مورد انتقاد و استهزا قرار ميگيرد. آن دو در حال حاضر در يك عمارت 4/25 ميليون پوندي در دهكده (پرستبري) واقع در (چشاير) انگليس زندگي ميكنند. وقتي روني به منچستريونايتد منتقل شد اعضاي تيم به او توصيه كردند خانهاي در (چشاير) براي خود انتخاب كند. يك روز روني در يكي از خيابانهاي (پرستبري) قدم ميزد كه چشمش به مهمانخانهاي به نام (درياسالار روني) افتاد. هر چند كه اين يك اشتباه بصري بود و آن مهمانخانه (درياسالار رادني) نام داشت ولي آن دهكده به دل او نشست و آنجا را براي زندگي انتخاب كرد. وينروني خانهاي نيز در (ماربلا)ي فلوريدا دارد.
وينروني قراردادهاي پرمنفعت و چشمگيري نيز با شركتهاي (نايك)، (نوكيا)، (فورد)، (ادسا) و (كوكاكولا) بسته است. قيمت او براي تبليغ كالاها 46 ميليون يورو ارزيابي شده است و همين قيمت او را بعد از (رونالدينيو) و (ديويد بكهام) در مقام سوم گرانترينهاي تبليغاتي فوتبال قرار ميدهد. تصوير او تاكنون بر روي پانصد ميليون قوطي كوكاكولا چاپ شده است.
خوانندههاي محبوب روني (امينم) و (فيفتي سنت) هستند. فيلم مورد علاقه او )Grease( با بازي نامزدش كالين و سريال تلويزيوني محبوبش (تنها احمقها و اسبها) ميباشد. او از خوانندگان پر و پا قرص سري كتابهاي (هريپاتر) نيز به شمار ميرود. روني به ورزش بوكس علاقهمند است و عاشق بازي (مايك تايسون) ميباشد. او اوقات فراغت خود را با بازيهاي ويديويي پر ميكند. در اين مواقع ترجيح ميدهد با هم تيميهايش (وس براون)، (جان اوشي) و (ريو فرديناند) بازي كند.
روني و اتهامات پي در پي
وين روني بارها مورد اتهام مطبوعات قرار گرفته است كه علت اصلي پيدايش اين اتهامات، رفتار خشونتبار او است. در ماه آوريل 2006 روزنامهها اعلام كردند كه او در قمار، هفتصد هزار پوند باخته است. چند روز بعد نيز مبلغ صدهزار پوند (كه همه را به موسسات خيريه بخشيد) به عنوان غرامت از روزنامههاي)the sun(و)the world of News( دريافت كرد. اين روزنامهها ادعا كرده بودند كه روني در يك كلوپ شبانه به نامزدش توهين كرده است. در سپتامبر 2006 روني بار ديگر مركز توجه همگان قرار گرفت. اينبار او متهم شده بود كه با مشت به چشم (مايكل گري) مدافع تيم (بلك برن) كوبيده است. البته اينبار اين گري بود كه دعوا را شروع كرد و با اهانت به مهمانان ميز روني در يك رستوران خشم او را برانگيخت.
كالين مكلاگلين نامزد روني متولد سوم آوريل 1986 در ليورپول ميباشد. حضور هميشگي نام روني در تيترهاي خبري باعث شده است كه كالين به شهرت دست يابد. تصوير او هم بهطور منظم در مطبوعات انگليسي ديده ميشود. كالين اغلب تعطيلات خود را با رفتن به مناطق آفتابگير سپري ميكند. پدر كالين يك بنا به نام (توني) بود كه در يك باشگاه بوكس هم كار ميكرد.
مادرش (كولت) نيز پرستار بچه بود. كالين سه خواهر و برادر دارد. او در دوازده سالگي با روني آشنا شد. در آن زمان آنها در شهركي در حومه ليورپول زندگي ميكردند. مادر روني در مدرسه كاتوليكي كه كالين در آن تحصيل ميكرد، خدمتكار نيمهوقت بود.
ميگويند روني در همان نخستين ملاقات، كالين را با خود به سينما برد. كالين هميشه روياي هنرپيشه شدن را در سر ميپروراند و در دوارن دبيرستان در فيلمي به نام Grease كه محبوب روني است، بازي كرد. وقتي هفده ساله بود، روني با تقديم يك حلقه نامزدي 46/500 پوندي از او خواستگاري كرد. مدتي بعد اين زوج رويايي كه به (ويلين) معروف شده بودند به خانه 1/3 ميليون پوندي خود در نزديكي (فورمبي) نقل مكان كردند و مدتي بعد به چشاير رفتند.
كالين مك لاگلين هماكنون يك ستون اختصاصي در مجله closer دارد و به خاطر همين حضور مختصر او در آن مجله، فروش آن چندين برابر شده است. او به كار تبليغات و طراحي لباس نيز علاقه خاصي دارد. كالين مك لاگلين چندي پيش به عنوان (خوشپوشترين زن) انتخاب شد. قرار است زندگينامه كالين با نام (به دنياي من خوش آمديد) سال آينده منتشر شود. او با فعاليتهاي مختلف خود در زمينههاي هنر، تبليغات و گاه نويسندگي و البته نام پرآوازه نامزدش و محبوبيت او در ميان مردم انگليس، ثروت زيادي را براي خود فراهم كرده و توانسته است خود را از آن قشر كارگر و ضعيف اجتماعي كه در كودكي در ميانشان ميزيسته است و شايد آرزو داشت از مشكلات آن رهايي يابد، بالا بكشد.
كالين در حال حاضر ثروتي برابر با سه ميليون و پانصد هزار پوند دارد و در حقيقت به روياهاي دستنيافتني دوران كودكي خود دست يافته است. روني و كالين هماكنون در خانه مجلل خود در چشاير زندگي ميكنند. آنها پس از تخريب يك خانه بزرگ متعلق به دهه سي، اين بناي تازه را به جاي آن ساختند ولي ظاهرا هنوز قانع نشدهاند زيرا قصد دارند خانه خود را بزرگتر كنند. همسايهها به شوخي ميگويند اين قسمت اضافي براي لباسهاي جديد كالين است. خانه مهاجم منچستريونايتد شش اتاق خواب، يك استخر سرپوشيده، سينما، اتاق بازي و زمين ژيمناستيك و تنيس دارد و يك سال پيش ساخته شده است. حال مهندسين طراح ساختمان به او گفتهاند قادرند يك بخش دو طبقه بر روي گاراژ اضافه كرده و بدين ترتيب فضاي خانه را بزرگتر كنند تا او بتواند به راحتي با همسر آينده خود در آن زندگي كند.
يكي از همسايهها ميگويد(مردم ميگويند روني ميخواهد با اين كار جاي بيشتري براي لباسهاي كالين تهيه كند. ما هميشه كالين را در حال لباس خريدن ميبينيم او هميشه چند كيسه در دست دارد. عجيب است آنها چهطور اين همه اتاق را پر كردهاند و به اين زودي به جاي بيشتري احتياج پيدا كردهاند. آنها فقط دو نفر هستند.)

ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



![[31.jpg]](http://i35.tinypic.com/53wvt2.jpg)
![[32.jpg]](http://i34.tinypic.com/11l61p1.jpg)
![[33.jpg]](http://i36.tinypic.com/ff8qk8.jpg)
![[11.jpg]](http://i38.tinypic.com/2w7irmc.jpg)
![[34.jpg]](http://i37.tinypic.com/5ee9fq.jpg)
![[26.jpg]](http://i37.tinypic.com/9rhxug.jpg)
![[27.jpg]](http://i37.tinypic.com/2z580op.jpg)
![[30.jpg]](http://i34.tinypic.com/2wclh0m.jpg)
![[21.jpg]](http://i38.tinypic.com/flc22s.jpg)
![[22.jpg]](http://i35.tinypic.com/244ck82.jpg)
![[25.jpg]](http://i35.tinypic.com/24b8bjo.jpg)
![[16.jpg]](http://i33.tinypic.com/23k2ezr.jpg)
![[12.jpg]](http://i33.tinypic.com/zlp7k6.jpg)
![[15.jpg]](http://i37.tinypic.com/x5xuo7.jpg)
![[6.jpg]](http://i34.tinypic.com/1z3yomq.jpg)
![[10.jpg]](http://i33.tinypic.com/2wgbupx.jpg)
![[3.jpg]](http://i33.tinypic.com/syxfz5.jpg)
![[8.jpg]](http://i38.tinypic.com/hwgxom.jpg)
![[36.jpg]](http://i38.tinypic.com/25hdfo9.jpg)


