ولرم - 3/3
بیکاریم دیگه! خانوم خوش سیر معدلش 20 میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ریییییییییییییییییییییییییییدم! دارم دق می کنم جانی depp بخوره تو سرم! فعلا دارم زار می زنم! 1- دنزل واشنگتن ادامه مطلب = قشنگترین لباس های گلدن گلوب از نظر یاهو drug قضیش معلوم شد! آقا به مواد مخدر هم معتاد بوده!(اونم چند بار!) اون قبلی ها ترجمه های خودم بود! اینا بهترن! کلمه Jack و یک پرستو روی ساعد چپ وي با گروه هاي از قبيل كيدز ٬ پی و پانكسترز همكاري كرد ولي نتوانست آنگونه كه در جاني دپ پس از ادوارد دست قيچي در فيلم هاي خوش ساخت ديگري نظيراسيلپي هالو " ی تيم بارزترين تفاوت بازيهاي جاني دپ نسبت به بازيگران هم نسلش باورپذير كردن نقشها براي جانی پس از نقش آفريني هاي فراوان . سر انجام با جان بخشدن به شخصيت " كاپيتان جك ( اینارو از توی یه وبلاگ بی تربیت برداشتم که نمیشد توش رایت کلیک کرد! واقعا کار زشتیه! همونطور که میبینید این کا ممکنه! ولی واقعا بده که یه نفر نذاره دیگران از مطالبش استفاده کنن!!!) خصوصیات و علایق (واقعا به چه درد میخوره آدم این چرت و پرتارو بدونه؟؟؟؟!!) ولی با همه ی اینا من واقعا مورت رینی رو به همه ی نقشاش ترجیح میدم! سکرت ویندو رو ببینید! منبع: http://www.johnnydepp-zone.com/ این ها هم جالبن! رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو (سند تو ال) ميكنه به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم . میگه: به جون رشت و حومه. چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه! میدونی معنی کلمه ی love چیه؟ l : لایق دوست داشتن بودن o:امیدوار بودن به اینده ای روشن v : وفا دار بودن در عشق e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟ میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست. به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی. غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي. غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره. به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟ یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه....... یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟ غضنفر ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست به بگور برره ميگن يه شعراز خودت در وكن ميگه: ديشب در ماه روي تو را ديده بيدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ريده بيدند. خوب بيد رشتیه میره خونشون چراغ و روشن میکنه میبینه یکی رو زنش خوابیده، ....دوباره چراغ و خاموش می کنه میگه؟جواب ابلهان خاموشیه پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟ دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!! رشتیه واسه اینکه به بچه محلاش ضد حال بزنه میره زن ایدزی میگیره!!! غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه! اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یه جا کار میکردن .یک روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میکنم پایین.رشتیه غذاشو باز میکنه میبینه کله ماهیه .اونم همینو میگه.ترکه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه کوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف کوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر کار و در غذا ها رو باز میکنن و از قضا هر سه تکراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میکردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش وخودش غذا درست میکرد. اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت کرده ! اینم اثباتش: 2×2 به دوها یک رقم اضافه میکنیم <=(2+1)×(2+1) 9=3×3 چون 2 واحد به ضریب ها اضافه کرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم میکنیم. => (9-2)=2×2 => 7=2×2 رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی. قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم... شاکی: بله.عین حقیقته. قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟ يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین! وقتي زنت خونه نيست چه كار ميكني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم. غضنفر ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي ميشند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، غضنفر داد ميزنه: داداش اون درو ببند، يخ كرديم . غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود. دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد . غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم . قزويني ها به توالت ميگن زورخونه از يه بسيجيه مي پرسن : دو خط موازي چيه ؟ ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري! يه روز يه ياروكفتر بازه ميشنوه تو قزوين كفتري هستش كه با يه بال پرواز ميكنه ميره و اونو ميخره ميبره شهر ، خودشون ولي ميبينه كفتره بادو بال پرواز ميكنه شاكي ميشه برميگرده قزوين پيش فروشندش ميگه عوضي ، اين كه درست پرواز ميكنه !!! يارو ميگه بالام جان اينجا گزوينه و اين كفترم از ترس كونش يه بالشو ، ميگيره در كونش و پرواز ميكنه . به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت يارو تو قزوين بوده پولش افتاده بوده زمين....ولي دولا نميشده برش داره ، يه پيرمرده مياد بهش ميگه بالام جان را پولتو بر نميداري...؟؟ يارو ميگه: بابا اينجا قزوينه...خطرناكه...پيرمرده ميگه: نه بابا اين حرفا ماله قديمه...اينجا عوض شده. يارو ميگه راستي؟؟؟پير مرده ميگه: آره بابا يارو تا دولا ميشه پولشو برداره پيرمرد ..................يارو شاکي ميشه ميگه:مرتيكه عوضي مگه نگفتي اينجا عوض شده... اين كارا ماله قديمه؟؟؟؟ پير مرد ميگه: خوب بالام جان منم ماله قديمم ديگه ۱. همین دو سه شب پیش یه فیلم دیدم که به شدت باهاش حال کردم! تمام مدت امتخانا من داشتم فیلم میدیدم! شب امتحان زبان ۳ تا فیلم نگا کردم! بقیه ی امتحانا هم یه چیزی تو همین مایه ها! فیلمی که دیدم پنجره ی مخفیُُ(Secret Window) بود! با بازی جانی دپ و کارگردانی دیوید کپ! گرچه کاملا با بقیه ی فیلم های دیوید کپ و البته با همه ی فیلمای دپ فرق داشت و نه مثل پارک ژوراسیک و اسپایدرمن دیوید کپ بود و نه دزدان دریای کارائیب و چارلی و کارخانه ی شکلات سازی جانی دپ! کاملا جدی و باحال! همین شد که یه سرچی کردم و چیز های جالبی در آوردم که ارزش خوندن داره به نظرم! جانی دپ ۴۵ ساله از ۱۳ سالگی سیگار میکشه از ۱۴ سالگی به شدت الکلی بوده (یه Drug هم نوشته بود! حالا میتونین فکر کنید...) به دلایل مذکور ۱۵ سالگی از مدرسه انداختنش بیرون! میخواسته که یه راک موزیسین بشه! ولی بعد از یه مدتی به این نتیجه میرسه که برگرده مدرسه بهتره! ولی خوب....راش نمیدن! در سن ۲۰ سالگی با خواهر رئیس گروه راکشون ازدواج میکنه زنش اون رو به Nicolas Cage معرفی میکنه و نیکلاس کیخ استعدادشو در بازبگری کشف میکنه! در ۲۲ سالگی طلاق میگیره از اون به بعد با ۳ یا ۴ نفر دوست بوده ولی ازدواج نکرده!!! و با همه ی اونا نامزد شده و بعد به هم زده! هنوز راک میخونه! و ۶ یا ۷ ماه پیش کنسرت داشت(عکساشو میذارم) همواره حلقه دستشه سال پیش بلاترین دستمزد هالیوود رو گرفته الان با یه خواننده زندگی میکنه که یه پسر و یه دختر هم دارن(عکساشو میذارم) قیافش توی سکرت ویندو الان تقریبا شده قیافش توی اکثر جشن ها! بامززس! فیلم رو واقعا پیشنهادمیکنم! قیافشم همینه!(پایین) هم از کمبریج بود هم وزارتی؟ آخه اون یکی سطح تو مدرسه ی ما هیچی کمبریج نخوندن فقط ۵ تا درس از وزارتی ما جفتشو خوندیم معلم های شمام افشار و نیکویی نژادن؟ شما پورت فولیو می دین؟ امتحان سخت بود؟ ریاضی تون چه طور بود؟ بگین مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است! دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟» یك روز خانم مسني با يك كيف پر از پول به يكي از شعب بزرگترين بانك كانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح كرد. سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانك را ملاقات كند و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي كه سپرده گذاري كرده بود، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت. قرار ملاقاتي با مدير عامل بانك براي آن خانم ترتيب داده شد . پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مركزي بانك رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد. مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند. تا آنكه صحبت به حساب بانكي پيرزن رسيد و مدير عامل با كنجكاوي پرسيد: مرد مدير عامل كه اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول؟ روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردي كه ظاهراً وكيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت. پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست كرد كه در صورت امكان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد. مرد مدير عامل كه مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به كجا ختم مي شود، با لبخندي كه بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل كرد. وكيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد. مرد مدير عامل كه پريشاني او را ديد، با تعجب از پير زن علت را جويا شد. پيرزن پاسخ داد من با اين مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاري خواهم كرد تا مدير عامل بزرگترين بانك كانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون كند! چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. «ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.» سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند. سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟! یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید. روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟ روباه: احمقانه است، هر کسی میدونه که خرگوش ها، روباه نمیخورند. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همین حال، گرگی از آنجا رد میشد. گرگ: خرگوش این چیه داری مینویسی؟ گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟ بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد. نتیجه: هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد، هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامهتان داشته باشید، آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست. به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن <----@---@---@-----<<< ترکه شلوارشو بر عکس مي پوشه (زيپش پشتش بوده ) موقعي که مي ره بيرون مادرش مي بينش ميگه قربونت برم که وقتي مي ري بيرون انگار داري مياي ?- به تركه مي گن شما بدتون نمياد كه اينقدر براي شما جك مي سازن مي گه اي بابا اينا واسه شما جوكه واسه ما خاطره است يه بار يه ترکه پدرشو ميکشه ازش ميپرسن چرا پدرتو کشتي ميگه اخه اين اواخر به مادرم بد نگاه ميکرد اولي : اگه گفتي براي کو بيدن يه ميخ به ديوار چند تا ترک هم کاري ميکنند ميکنن؟ دومي: خوب يه نفر اولي : نه بابا- چند نفر دومي : چه طور ؟ اولي : يکي ميخ نگه مي داره يکي چکش جند نفر بقيه ديوار رو به طرف ميخ هل مي دن تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن تركه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم به تر كه مي گن دو دو تا مي گه مگه من كامپيوترم ترکه شب بلال زياد مي خوره تا صبح اذان ميگه ?- ?- ترکه ميگه: چيه بايد جمله بسازم؟ ?- ?- ?- ?- ? ?- ميگه کمربند مشکي قرآن داره - تركه تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟ تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيدو كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه ، هيپنوتيزم ميشه تركه ميره نماز جمعه ، جو ميگيرش ، موج مكزيكي مياد تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه . بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برميداري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه ؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام قيامت ميشه بعد همه آدما ميان . خدا ميگه هركي دروغ بگه ميتركه . يه نفر مياد ميگه من آدمه خوبيم بعد ميتركه . بعدي ميگه منم آدم خوبيم ميتركه تا نوبت به تركه ميرسه , تا ميگه من آدمه..... ميتركه يه لره ميره پيش خدا ميگه چكار كنيم كه واسه ما هم جك بسازن ؟ خدا بهش ميگه برو يه كار عجيب بكن . فرداش لره يه قلاب ماهي گيري بر ميداره ميره ميشينه توي كوير , يهو ميبينه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه تركه يه سكه قديمي پيدا ميكنه , روش نوشته بوده 120 سال قبل از ميلاد مسيح روي يه تركه سمباده ميكشن ميبينن زيرش لره تركه ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي كنه يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد با هم ازدواج ميكنن بچشون مفقود الاثر ميشه تركه ميره خونه خدا وقتي برميگرده ميگه هيچ جا خونه خود آدم نميشه فرمانده به رشتيه ميگه: اين چيه دستته؟ ميگه: ناموسمه قربان. فرمانده ميگه: نه احمق! اين تفنگته. به كسي نديش ها تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه تركه دفترخاطراتش پر ميشه ميندازتش دور تركه يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . تركه ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده . تركه ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . تركه ميگه سوميشم يه پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي چه كار ؟ تركه ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم يه روز تركا يه فارسه رو به جرم جوك ساختن عليهشون ميگيرن تا مجازاتش کنن. بهش ميگن ميندازيمت تو اتاق گاز . فارسه رو ميندازن تو يه اتاق بدون سقف فارسه ميزنه زير خنده ميگه: اتاق گازتونم كه سقف نداره. از اون ور تركه ميگه: نگران نباش وقتي كپسول گاز از اون بالا اومد رو سرت ميفهمي تركه واسه اينكه ديگه مسخرش نكنن و بگه با بقيه فرق نداره ميره توي يه اداره كار پيدا ميكنه . خلاصه روز اول كه ميخواد بره سر كار خيلي خوشتيپ ميكنه و كت وشلوارو سامسونت و كراوات و ... . همون وقت كه ميرسه سر كار نگهبان بهش ميگه آقا شما تركين ؟ تركه تعجب ميكنه ميگه از كجا فهميدي ؟ ميگه آخه سامسونتتون رو گذاشتين توي زنبيل به يه تركه ميگن كجا كار ميكني ميگه نانوايي . ميگن كدوم قسمتش ؟ ميگه كامپيوتر تركه ادعاي پيامبري مي كنه بهش ميگن معجره ات چيه ؟ ميگه : ق ق ق تركه به خدا ميگه خدايا 1000000 سال برات چقدره ؟ خدا ميگه ؟ 1دقیقه. تركه باز ميگه :خدا1000000 يورو برات چقدره؟ خدا ميگه 1 پني . تركه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه 1 دقيقه واستا يه روز يه تركه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي تركه ميشينه. يهو تركه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو گوزيده.تركه يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تكون نخورد. تركه كه خيالش راحت شده بود كه ميافته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه قزوینیه می گن چرا تو سمینار شرکت نکردی؟ میگه بابا سمینار کیلو چند؟ یه کونفرانسی. کونگره ای. کونفدراسیونی چیزی بود خبرم کنید -شوهر رشتی به زنش می گه تبریک می گم بلاخره تو هم مادر شدی..زن هم می گه عیب نداره بالاخره تو هم یه روز پدر می شی.. - باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هايهاي ميزده زير گریه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده! - اطلاعيه !!! خبرگزاری رسمی آمريکا از جوراب آقای احمدی نژاد به عنوان صلاح کشتار جمعی ياد کرد - اطلاعیه !!! پرزيدنت احمدی نژاد ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که به من رای دادند -اطلاعيه !! آقای احمدی نژاد گفتن از اين به بعد تخت دو نفره بدون سند ازدواج داده نميشود - اطلاعيه !! آب تهران به مدت يک هفته قطع ميشود . آقای احمدی نژاد ميخواد بره حموم ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟ -از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم - ترکه سرشو بدون آب با شامپو ميشسته بهش ميگن چرا آب نميريزی ميگه آخه روش نوشته مخصوص موهای خشک - ترکه دکتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يکيشو يک ربع قبل از خواب بخور يکيشم يک ربع قبل از بيداری - ترکه از يه نفر ميپرسه ساعت چنده طرف ميگه ۵ . ترکه ميگه ای بابا از صبح هر کسی يه چيزی ميگه - تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت - به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيد كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه - یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلا صه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟ - بسیجیه تلفن پیغام گیر داشته , پیغامش این بوده : لطفاً بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید - یه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , ترکه عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه تبليغ موبايل پنتک در رشت : گوشي رو بردار بابايي ماماني با يه اقايي رفتن اتاق بالايي پاهاشون رفته هوايي يه چيزايي ميره يه جاهايي عجب صدايي آي و وايي تو رو خدا بردار بابايي توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد: 1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید) 2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری... نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید. 3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید و به مورد ِ (1) مراجعه کنید . نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند. 4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید. 5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه) 6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه . نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه. 7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند. اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده، چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد. 8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه . نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)... 9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد 10.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن). 11.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل... اگه پسرا نبودن... اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟ مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده : 1- به حرمت اشک مادر توبه کردم 2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري 3- بوق نزن شاگردم خوابه 4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر 5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) 6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن 7- دنبالم نيا اسيرم مي شي 8 - گشتم نبود ............نگرد نيست بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! روزی زلب یار ربودم بوسی گفت هم بی ادبی هم لوسی mese inke jeddy jeddy hal nadari! boro esterahat kon bekhodet feshar nayar fek nemikardam ye jomle enghadr barat bado zanande bashe bebakhshid ghalat kardam dige nemigam manam miram me3 baazia tu google search mikonam MATALEBE JALEB baad daghighan hamunaro coppy mikonam maim inja paste mikonam az in be baadam harfe ezafi nemizanam man ki basham ke bekham be webloge shoma tohin konam! ghasde jesarat nadashtam bebakhshid deletun kheili az dastam pore in dafe umadam ke bemunam kangar bokhoramo langar bendazam be in zudia ja nemizanam narahatam nemisham harchi mikhai begin,begin bebakhshid ke baz farsi type nakardam az dafeye dige bazam maazerat mikham bye من سر کسی منت نمیذارم! کاری بود که خودم دوست داشتم و هنوزم دوست دارم! ولی بد نیست آدم یه سوزن به خودش بزنه و بعد یه جوالدوز به دیگران! آره داداش! تو نبودی! به وبلاگ یه نگا بکن! حالا ما دو روز حالمون خراب بود! آره بهم بر میخوره! شاید یه موقع ای این وبلاگ برهوت بود! ولی الان دیگه نیست! یه روز هایی هم بودن که من هر روز وبلاگ و آپ میکردمو میرفتم به همه لینکامون خبر میدادم! آره برو به آرشیو یه نگا بکن و ببین که وقتی از ۲۶ نفر بچه های کلاسمون هیچ کس جز شاید غزل نمیومد نظر بده من باز هم هر روز میومدم و آپ میکردم! امروز به غزل گفتم! حال ندارم! چندروزی هست که حال ندارم! بهش گفتم که نمیام مطلب بذارم ولی بعضی چیزا هست که خون آدمو به جوش میاره! حالا ما مرده و شما زنده! مطمئن باش که این پستای سرشار از عذر خواهی تا آخر هفته ی آینده هم دووم نمیارن و شما دوباره میری و تا روزی که من حالم خوب بشه .. غزل و مهسا باید وبلاگ و آپ کنن! آره به من بر میخوره! شاید باید به مهسا و غزل هم بر بخوره! بزار اونایی به این وبلاگ بگن "برهوت" که یه موقع ای دوست نداشتن که برهوت بشه! برهوت ۳/۳ بگو دیگه چه جوری می تونم upload کنم؟ ما هم یشکنبه سشکنبه ها شمسی داریم خددددددددددددددددددددددددددددددااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس مخصوصا به خاطره عنایاتی که به ما داره!می فرمائه!چه میدونم بابا!منم گرامرم(یادته؟) مشکل داره agha man dige nemitunam farsi betaipam!oh!kheili sakhte!kam kam ya shoma be neveshtane man adat mikonin ya man adatetun midam ya bar farze mahal,man adatamo avaz mikonam! boooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos saye kheiliam dokhtare bahalie az dokune khanum hamze peidash kardam emruz bash raftam abureihan ham rahnamaE ham dabirestan tush ke ramun nadadan dustash umadan birun abureihania velana!az in madrese be un. az rahanamE be dabirestan az dabirestan be khiabun az khiabun be jahaye namalum! khodas! hame kholan! kheiliam kharabo daghune be madreseye daghune khodemun balidam! haddeaghal sardar dare! emruz az in zan dadashe gijam porsidam hafteye dige kei tatilin,goft faghat midunam shanbe fizik darim! hala begin kei tatilin,age un ruz ma madrese budim,pashin biain pishe ma! emruz abureihania umade budan shoma ke vajeb tarin! miaina! vagarna man midunamo khodam!!!!!!! booooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos dige chi begam! aha rasti, ma mirim salone emtehanat,6 kilumetram az har tarafemun khalie! manam radife vasan,ruberuye divar mishinam!damagham mikhore bi divar! sheikh attar sare emtehan hendeseye ma umado raft!ba un lahjeye britishesh,yekhorde tozih dado raft! raft donbale mamanesh! az makke umade! emruz emtehanamo aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaali dadam! kame kamesh 17 misham! vase ma 17 kheili khube! mianterm 10 shodam! niloo 13 shod balatarin nomre ke male kelase ma ham nabud,15.5 bud! mianterme dovomam ke doro vare 7 misham! vali inamo khub dadam ghabl az emtehan hichi nakhundam he khial mikardan baladam,umadan azam porsidan,ham khodam ham una fahmidim man hichi halim nist! ama sare emtehan kolli khub bud! taze nim saatam zud dadam! aaaaaaaaaaaaaaaaaaali bud hamishe ta sanieye akhar hame mimunan! etemad be nafsam gol karde bud albate tu halle ye dastgah,baad az inke x=10 ro bedast avordam,tebghe rabeteye x-y=4,y ro 2 daravordam! inam khodesh basi jaye taammol darad! beharhal mikhain polikopimuno eskan konam vasatun? albate balad nistam ax bezaram,dadacham bayad yadam bede vali kheili khub mishe chon hame hey mian bemun migan in soaletun soale mianterme paEn bude.in soaleshun solale termetune az in mozakhrafa bezaram? جون لکه/جون جدو آبادت فارسی بنویس. تو که نمیخوای من چشمام درد کنه. اگه چشمام ضعیف بشه باید عینک بزنم و از پشت عینکم نمیتونم با چشمام دیگه عشوه بیام. اونوقت کارو کاسبیم کساد میشه.تو که رفتی خرجی هم نمیفرستی. پس کار ما رو کساد نکن جونم. فکر کنم تو بار ۱۰۰۰۰۰۰ هم ما رو دعوت کنی(ما=همه ی بچه های ۳/۳ به جز من/مهسا/ پرستو/ حدیث/و......) مدیرتون میگه نه!!!!!!!!!!!!!!ها ها ها! عاشق مدیرتونم. میگم بچه ها بیاید ما یه روز مدیر اینا رو دعوت کنیم یه کلی باهاش بزنیم!!!! چطوره؟من حرف میزنم تارا هم سیلی میزنه. بعد همگی به اتفاق روش سر میخوریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابا من فقط ۴ روزه نیومدم تو وبلاگ ولی حالا اونقدر مطلب اینجا هست که من نمیدونم چی باید بگم! خب دوست پسرم راست می گه دیگه! برادر شوهر عزیز بعد از این همه مدت اومدی بعد می گی فارسیت نمیاد؟ خب چشمون در اومد تا مطلب هاتو خوندیم! خب با این که این همه مدت بی معرفتی کردی و نیومدی ولی خودت می دونی که من چه قدر مهربونم... پس می بخشمت! خوب اگه راستشو بخوای .... منم دلم برات تنگ شده! ببین ما ۶ تا امتحان دادیم من یکیشم خوب ندادم! این خیلی بده! امروزم که امتحان ریاضی داشتیم... من بد دادم! شیخ عطار همش تو کلاس ما بود یک لحظه هم راحتش نمی گذاشتیم! خوب دیگه؟ می بینم که دوسته جدید پیدا کردی برادر شوهر! خوب چطوری سایه خانوم؟ من که نمی تونم تصور کنم چه شکلی هستی این الهه هم با توضیح دادنش! نمیدونید چقدر دوست دارم حرف بزنم.... ولی نمی دونم چی بگم! یکی به من کمک کنه! ما (یعنی من)به تازگی یک عدد گوشی خریدم که متاسفانه هیچ اطلاعاتی راجع به چگونگی دانلود تم بازی و....ندارم اصلا هم نمی دونم به چه سایتی برم و چی کار کنم دوما درباره بلوتوث فقط می دونم باتری را زود تموم می کنه و دیگر هیچ از بر و بچه های خوب ۳/۳ ای و گل درخواست می نمایم که اطلاعاتی در این زمینه به من کامنت بکنن با تشکر روح برادر من! شرت میبندم که تو هم تیپ و قیافه ی شیدا حیدری را از یاد بردی و هم قیافه ی ما را !!! آخر ترکیبی که تو ساختی در هیچ دکان و بقالی ای پیدا نمیشود! برادر! از این به بعد نبینم که پینگلیشی میتایپی! ما چش و چالمان سرویس میشود تا بخوانیم! تو هم مثل ما با تمرین و ممار؟ت(من هنوز دیکتم میزنه!!!) در تایپ فارسی روان میشوی! از آن جایی که از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است..................(!!!!!!!!!!) از شمسی پور چه خبر؟؟؟؟ برای شما از ما نگفته؟؟ اولین امتحان کلاسی که گرفت ما طبق عادت در بالای صفحه دو اسم مرقوم کرده بودیم! وقتی داشت برگه هارو میداد با نیشی بسی باز و لبی بسی خندان گفت: (( این کیه که خودشو با دوتا اسم صدا می کنه؟؟؟!!! )) و ما را بسی به خاطر سپرد و مارا خانم تاراسارا صدا میکند! ما امتحان ریاضیمان را دادیم و بسی فحش رکیک و.. به خود حمداوی و جد و آباد او باد که دائما حال مارا میگیرد!!!! و ما این روز ها بسی ناراحتیم! روزی 3 الی 4 ساعت در اینترنتیم و پول اینترنت هوشمندمان ارقام بالایی میاید! جایتان خالی شمسی پور سر کلاس در بحث بار های مثبت و منفی داشت برای نرگس میگفت: ((ما نسبت به هم جاذبه داریم و دائما داریم همدیگر را جذب میکنیم ولی به دلیل اصطکاکی که تو با زمین داری ما به هم نمیرسیم (نرگس و همه ی بچه ها جلوی انفجار خنده را گرفته بودیم!) ولی خدا را چه دیدی ؟ شاید یه روزی توی یه محیط بدون اصطکاک ما به هم چسبیدیم!( ومن دیگر نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم!) و ما کلا روز های دوشنبه و چهارشنبه شادیم! ما باید این دوست شما را با خودمان به صورت کاملی آشنا کنیم! گرچه مشتاقیم بدانیم شما درباره ی ما چی گفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سایه=) سایه ey vay DDn chi shod??? سایه man daram azesh bigari mikesham umade jaye kozet be man khedmat kone akhei booooooooooooooooos bichare emtehan dareha! bezur keshundamesh damesh garm in mese man bi maarefat nist khodesham weblog dare hala miad adresesho mide looloofaram miaram unam mase man bedehkare! shalmande این دوست مام یوخده هول کرده نیس ما یشکمبه امتحان ریدینگ داریم(شما بش میگین ریاضی) ye yehafteEam hast ke harruz be moddate 2 saate tamrine riding darim.az 8 ta 10. bemanad ina avareze kharkhunie akhe abureihani bude shalmande halla kam kam adam mishe tool mikeshe vali az khodemune kam kam kharkhunio az saresh mindazam beghole mahdiar:kharkhoooooooooooooooooooon صورتشو نمی ذارم برای جلوگیری از طلاق های احتمالی به دلیل هوس های مردانه خودتون بگید این دلبر خوشگل تره یا اون مامان لکه؟ تازه بگم که این حوریه یه بابای خرپولم داره تا یادم نرفته بگم که مامان لکه قبل از این که من به زور برای جراحی پلاستیک مجبورش کنم که ۵۵ تا عمل انجام بده اینجوری بود: منم قبل از این که این عفریته پدرمو در بیاره این جوری بودم نمی دونید این دخترای فامیل برام چه کارا که نمی کردن سال اول زندگی مشترکمون من این شکلی شدم: بعد هم به تدریج منو اینجوری کرد: یه دفعه به خودم اومدم دیدم به این زشتی سدم: بعدش کم کم زدم تو خط تیپ: بعد از طلاق: اه این اینجا چی کار می کنه؟ به هر حال یادش به خیر اون موقع دوسالم بود که این عفریته منو کشف کرد: اه، اینم مال تنها موقعی یه کا از اون عفریته خبری نبود: دیگه برای امشب بسه فردا یه آلبوم جدید میارم ارادت مند دوستان!!! ma raftim bedrudo bedrudo 1000000 bedrud bed+rud taze kashfesh kardam !!!!!!!!!!!!!! poooooooooooooooooooof !!!!!!!!!!!!!! poooooooooooooooooooof hoooooooooooooooooooooooooooooooooy saye,kojaE? are khodeshe s.k mollaghab be shamsi az meyyetaye eghaye pishnamaz morede hemayat az tarafe aghaye shamsipur divane khol hamun ke 4sale ba man tu 1 kelase hamun ke age khoda bekhad sale dige mikhad bere riazio bezare man beram tajrobi hamun ke tavalodesh dorost 1 hafte baad az tavallode mane aha! in khanum mikhad tu madrese tavalod begire mikhad shomaharam davat kone mishe 3vomin bari ke ma az bachehaye paEn davat mikonim tahala 2 baresho ke pp kardan tu halemun az kargadan beporsin.az zahra zahraEam mitunin beporsin.o rasti kimiao samino dorarao inam hastan.albate ma inaro davat nakardim.maryamo faeze davat kardan. bikhial hala man umadam betun begam,ke amadegi dashte bashin age khodddddddddddddddddddaaaaaaaaaaaaa bekhad,mikhaim taklifemuno ba in modire bala nesbate olagh,roshan konim ghadde fenche. ru zaminaye madrese sorrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr mikhore? fek konin? 5ta reshteye tahsili dars khunde. tu mosko o landan kheire saresh nabeghast! kodddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddas azetun davat be amal miad ke biain in jazebeye turistie madreseye maro bebinin!khaheshan 2-3 ta matlab mizare.age ehsas kardin jesme kharejieo dust nadarin,dige nemizare.vali dokhtare kheili bahali.yekhorde tu maye haye taranast,az nazare tip mese sheida heidari yekhorde,az nazare ghiafam mese tarast! bebinin chi mishe!!!!!!!!!!!!!!!!!!! vali kheili gole! kolli gole! taze shaEram hast! mitune tu maye haye nadia ham bashe! darvazebane time hanbale madresamunam hast. gharar bud manam basham ama man kholtar az in harfam! hala bebinin yeho didin aruse taarifi gu.....zu az ab darumad o rasti,kheiliam shabihe kajake.besheddat ghabeliate meyyet shodan dare dige junam vasa2n bege ke khanumi ke shoma bashi az khoda bar nagarde dokhtare khubo najibie tu famil,dust,ashna,begardin vasash 1i peida konin boooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos
1.fehrest
2.sampad news
3.sampad memories
4.shotor shena kard
5.arameshe pas az emtehan
6.moarefi ketab ke darbareye jen hast
7.ye tekke panir ke zaghaki ghalebe paniri dide
8.astrology
9.sheer darbareye zandegi
10.sheer
11.sheer darbareye khoda
12.sheer
hamin
hala age mi2nin,hamegi baham in naghashiaro vasamun bekeshin
albate maham mitunim ye chizaE az site sampad kesh berim,ama khob kafi nist
khahesh mikonam komak konin
age betunin ye nameye daste jamEaz tarafe farzanegan 1i ha be hameye bachehaye farzanegan 2 benevisin ham kheili khub mishe
ama khaheshan hamaro ta pasfarda sobh be dastemun beresunin
torokhoda komak konin
age naghashihatun sampadi bashe kheili behtare
mersi
mer30
merC
1.fehrest
2.sampad news
3.sampad memories
4.shotor shena kard
5.arameshe pas az emtehan
6.moarefi ketab ke darbareye jen hast
7.ye tekke panir ke zaghaki ghalebe paniri dide
8.astrology
9.sheer darbareye zandegi
10.sheer
11.sheer darbareye khoda
12.sheer
hamin
hala age mi2nin,hamegi baham in naghashiaro vasamun bekeshin
albate maham mitunim ye chizaE az site sampad kesh berim,ama khob kafi nist
khahesh mikonam komak konin
age betunin ye nameye daste jamEaz tarafe farzanegan 1i ha be hameye bachehaye farzanegan 2 benevisin ham kheili khub mishe
ama khaheshan hamaro ta pasfarda sobh be dastemun beresunin
torokhoda komak konin
age naghashihatun sampadi bashe kheili behtare
mersi
mer30
merC
من 18/70 میشم!
به گزارش رويترز ، بر اساس اين نظرسنجي امسال دنزل واشنگتن هنرپيشه سياهپوست به عنوان محبوب ترين هنرپيشه مرد سال آمريكا انتخاب شد.
اين در حالي است كه سال پيش نام واشنگتن حتي در 10 نفر اول برگزيده نيز وجود نداشت.
از نكات قابل توجه در اين فهرست اين است كه نام «برد پيت» در آن ديده نمي شود. فيلم بابل كه پيت در آن بازي كرده جايزه گلدن گلاب امسال را از آن خود كرد.
ديگر اينكه جان وين با اينكه چند سال پيش در گذشت همچنان جزو چهره هاي محبوب در امريكا است.
ليست محبوب ترين هنرپيشه هاي مرد آمريكا به قرار زير است:
2- تام هنكس
3- جان وين (چند سال پيش درگذشت)
4- كلينت ايستوود
5- ويل اسميت
6- جاني دپ
7- مل گيبسون
8- جورج كلوني
9- هريسون فورد
ادامه مطلب

نام : جان کریستوفر دپ دوم
تاریخ تولد : ۶.۹.۱۹۶۳
قد: ۱۷۸ سانتی متر
وزن : ۷۰ کیلو
محل تولد : اونزبراو – کنتاکی
مو : قهوه ای – معمولا ژولیده
چشمها : قهوه ای
مشاغل: مسوول پمپ بنزین- فروشنده لوازم تحریر –
موزیسین – بازیگر
تاتوها : بازوی راست - سر سرخپوست
بازوی چپ - قلب با کلمه betty sue
و مثلث واژگون
سه مستطیل روی انگشت اشاره دست راست
–
جمجمه و استخوان روی ساعد راست
شکلی شبیه عدد 3 روی دست چپ
کلمه Lilly Rose روی سینه بالای قلب
و دو سه تا خالکوبی دیگه .
اقوام: مادر : بتی سو پالمر
پدر : جان دپ
برادر : دنی
خواهر : کریستی و دبی
وضعیت تاهل : طلاق- نامزد- نامزد- نامزد ..... فعلا
رابطه ثابت با ونسا پارادی
... ۴۵ سال پیش در چنین روزی اعجوبه ای سرکش به دنیا اومد... ( به نظر زیاد سرکش
نمیاد ٬ مخصوصا با اون عینک بزرگ ! ) عجله نکن عزیزم ! باید ببینی پشت اون عینک
بزرگ چی داره !!!...
پدرش - جان کریستوفر دپ اول - و مادرش - بتی سو پالمر - اسمش رو جان کریستوفر دپ
دوم گذاشتند (به نظر میاد پدر و پسر خیلی با هم رفیق باشن ولی در واقع اینطور نبود
و همه ش کنتاکت ! ) ...
خانواده ۳ فرزند دیگه هم داشتند به اسمهای دنی ٬ دبی و کریستی ...
جانی در دوران کودکی بچه خوش شانسی نبود و با رنج تنهايي و خانه به دوشي دست و پنجه
نرم كرد. در كنار تحصيل به كار در مزرعه تنباكوي پدر بزرگش که او را بسيار دوست
میداشت مشغول شد و زماني كه در 8 سالگي خبر مرگ او را شنيد دچا ضربه روحي شديدي شد
يك شوك ناخواسته كه چندي بعد او را به سوي سيگار مشروبات الكلي و مواد مخدر كشاند
تلاش خواهران برادر و مادر جاني براي برگرداندن او به زندگي طبيعي مؤثر نيفتاد و
پسرك كاملا غرق در فساد شد. ( این دیوونه بازیها حتی در بزرگسالی هم دست از سرش
برنداشتند تا آنجا که در سال ۱۹۹۴ به خاطر خراب کردن وسایل یه هتل دستگیر شد) ...
جاني پس از مدتي خسته از اسباب كشي هاي پياپي خانواده و ۳۰ بار در عرض ۱۰ سال تغير
محل زندگي٬ به زادگاهش بازگشت و در كليساي عمويش اقامت گزيد در اين كليسا بود كه با
شنيدن سرود زيبايي" آوماريا " دريافت كه تنها تسكين دهنده روح و فكر از هم گسسته اش
موسيقي است . او موسيقي را با نواختن گيتاری که مادرش برای تولد ۱۲ سالگی اش خریده
بود ٬ شروع كرد و پس از تمرينات پياپي و شبانه روزي و بدون استخدام معلم بالاخره به
يك نوازنده چيره دست گيتار تبديل شد .
روياهايش مي خواست ٬ با موسيقي به چهره مثال زدني تبديل شود.
جاني در ۱۵ سالگي از مدرسه اخراج شد و به لس انجلس مهاجرت كرد و تا بيست سالگي كه
با لوري آن اليسون ازدواج نكرده بود شغلهايي نظير كارگري در پمپ بنزين و فروش مداد
را هم تجربه كرد اما پس از ازدواج از طريق همسرش با نيكلاس كيج آشنا شد و كيج كه به
شخصيت خجالتی و با استعداد جاني علاقمند شده بود مقدمات حضور وي براي بازي در فيلم
كابوس در خيابان الم را فراهم كرد.او در اين كار نقش دوست قهرمان اصلي داستان را
ايفا كرد كه البته همان اوايل فيلم توسط "فران گرگور" شخصيت وحشتناك و قاتل فيلم
تكه و پاره شد!
جاني پس از جدايي از همسرش در شرايط مالي بدي به سر مي برد و به همين جهت براي مدتي
در منزل نيكلاس كيج زندگي كرد كه البته با روي غلطك افتادن مسير زندگيش در بازيگري
رفته رفته روزگار به او روي خوش نشان داد و بالاخره جاني توانست روي پاي خودش با
ايستد .
وي براي اينكه به طور حرفه اي بازيگري را دنبال كند در كلاسهاي بازيگري درس خوانده
و با توجه به جذابيت چهره و استعداد بازيگريش خيلي زود به يك ستاره تبديل شد .بازي
او در يكي از سريالهاي شبكه فوكس با نام " ۲۱ جاده ترقي " به خاطر همان صورت جذاب و
شيوه خاص بازيگريش بسيار مورد توجه قرار گرفت...
اما جاني قدر اين موقعيت را ندانسته و به دليل دوباره مبتلا شدن به افسردگي و روي
آوردن مجدد به مواد مخدر نتوانست روند موفقيت آميز خود را ادامه دهد و چهره اش خيلي
زود از ياد كساني كه تازه با اين بازيگر تازه كار آشنا شده بودند بيرون رفت نقش
آفريني كلاسيك و فانتزي او درادوارد دست قيچي سر آغاز براي موفقيت هايش در عرصه
بازيگري بود...
انتخاب وي براي اين نقش در اين فيلم هم خيلي اتفاقي صورت گرفت جاني ميگويد : هميشه
دوست داشتم در اثري از كارگرداني بزرگ مثل تيم برتون حضور داشته باشم.بارها به او
تلفن زدم و خواهش كردم به من هم نقشي بدهد. در حالي كه از تماسهاي پياپي خسته بودم
ناگهان تلفن زنگ زد و تيم پشت خط بود كه گفت:" آقاي دپ شما ادوارد من هستيد! "
برتون...
" رؤياي آريزونا "ی امير كاستاريكا "٬ مردمرده " ی جيم جارموش و دون خوان دی
ماركو " جرمي ليون " نيز نقش آفريني كرد و نه تنها به يك سوپر استار تبديل شد بلكه
به اوج شهرت و محبوبيت نيز رسيد .
اما چه سود كه او از شهرت بيزار بود و از هوادارانش فراري!
تماشاچي توسط اوست او معمولا به شخصيتهايی جان ميبخشد كه متزلزل٬ كمي ترسو ٬خجالتی٬
تاحدی رمانتيك هستند ....
شيوه بازي او را در بدنهاي عضلاني و مردانه تام كروز و براد پيت نمي توان سراغ
گرفت همانطور كه امثال لئوناردودي كاپريو هم ظرافت نقش آفريني وي را ندارند. جاني
همواره روحيات ناشناخته و مرموز خود را در نقش هايش جاري مي كند و همين موضوع
تماشاچي را وادار به تفكر و تامل براي شناخت شخصيت نقش و خود جاني مي كند .
او تمام تنشهاي عصبي يك شخصيت را با كمترين ميزان استفاده از دست ٬ سر یا پا و تنها
با بهره بردن از تغير حالت چشمانش نمايان ميكند ...
اسپارو " در فيلم دزدان دريايي كارائيب كانديداي دريافت جايزه اسكار شد ...
كه البته شون پن گوي سبقت را از او ربود و مجسمه طلايي را در دستانش لمس كرد. بازي
قدرتمند و پخته دپ در اين فيلم به قدري با استقبال جشنواره ها منتقدين و قشر سينما
رو روبرو شد كه تهيه كنندگان آن از وي خواستند تا در سري دوم و سوم فيلم هم به
ايفاي نقش بپردازد سری دوم و سوم فیلم برای جانی با شکوه تر از قسمت اول بود و این
فیلم با فروشی فوق العاده توانست نام خود را در پرفروش ترین های تاریخ سینما ثبت
کند....
جانی پس از موفقیت دو فیلمش حالا بسیار مشهورتر از قبل شده بود بازی در فیلمهای
جدیدی را تجربه میکرد و در سال اخیر یکی از بهترین بازیهایش را در نقش " آرایشگر
شیطان صفت خیابان فلیت " به اجرا گذاشت و او کسی نبود جز " سویینی تاد " ...
بازی فوق العاده او از نقشی که قرار بود منفی از آب در آید شخصیتی ساخت قابل باور و
در بسیاری موارد پر از سمپاتی و احساس همدردی برای او از طرف تماشاگر ... و او
دوباره نامزد جایزه اسکار شد که به عقیده بسیاری از طرفدارانش با بی انصافی جایزه
از او دریغ شد...
زنان زیادی در زندگی جانی نبوده اند ولی ۳ نفر از آنها شهرت غیر قابل انکاری دارند
: وینونا رایدر ٬ کیت ماس و ونسا پارادی...
پارادی که در حال حاضر قریب به ۱۰ سال با جانی زندگی کرده و از او دو فرزند با
نامهای لی لی رز و جان کریستوفر دپ سوم - همان جک - دارد به نظر میرسد رابطه طولانی
مدتی را با جانی در پیش گرفته ...
حالا جاني دپ ، يكي از پر طرفدار ترين بازيگران سينماي جهان است كه وقتي پا بر روي
فرش قرمز اسكار يا كن ميگذارد فرياد هاي "جانی جانی" و جيغ هاي ممتمد هوادارانش گوش
آدم را كر ميكند ولي يك نگاه سرسري و يك لبخند مبهم پاسخ جاني به اين همه ابراز
احساسات است و بس!
رنگ مورد علاقه جانی : سیاه و بنفش
فیلم مورد علاقه جانی: Withnail با شرکت Richard E. Grant گرچه جاني گفته که علاقه
ی زیادی به تماشای فیلمها نداره.
فیلمها ي مورد علاقه ش که خودش در اونها نقش داشته : ادوود ٬ ادوارد دست قیچی و
البته دزدان دریایی کاراییب
نقشی که بیشتر از همه بهش علاقه داره : کاپیتان جک اسپرو
نويسنده ي مورد علاقه جانی : ادگار آلن پو
سرگرمی جانی : بازی کردن با بچه هاش و قدم زدن نزدیک خونه ش در فرانسه و گیتار زدن
( یه جایی خوندم که وقتی کنار دریا هستن با بچه هاش قلعه ی شنی میسازن بعد که تموم
شد لی لی رز میپره روی قلعه و خرابش میکنه بعدش همه شون هر و کر میخندن!)
جانی دپ راست دسته یا چپ دست؟ : راست دست ٬ ولی توی فیلم "بنی و جون" با دست چپ
نوشت تا توی فیلم به نظر بیاد که درست نوشتن بلد نیست.
والدین جانی اصالتا از کجا هستن؟ : مادرش اصالت قبیله ی سرخپوستیcherokee داره. در
واقع مادربزرگ مادرش سرخپوست اصیل بوده و از طرف پدرش هم اصالتهای cherokee و ژرمن/
ایرلندی / فرانسوی داره . در واقع Depp یه فامیلی فرانسویه. جانی در Owensboro,
Kentucky به دنيا اومده.
چه ادکلنی استفاده می کنه؟ : drakar noirوjump joop و برای پیچیدن سیگارهاش از
کاغذهایی با اسانس licor استفاده میکنه.
اعتقاد به خدا : جانی دپ گفته که به :« من به یه چیزی اعتقاد دارم . اگه بشه بهش
گفت خدا. نمیدونم. ولی قدرتی وجود داره که تمام سرنوشت ما رو رقم میزنه . قدرتی
تعیین کرده که من اینجا باشم ٬ کارهایی که انجام دادم و میدم رو اونه که تعیین
میکنه. البته ممکنه ما نتونیم کاملا درکش کنیم. هر کدوممون یه تصوری ازش داریم .
منم تصورات خاص خودمو داشتم و دارم . کوچولو که بودم فکر میکردم خدا یه پیرمرد عاقل
و باهوشه با ریش سفید که روی ابرهای سفید و تپلی نشسته ولی حالا در این زمان خدا رو
در تمام موجودات هستی می بینم ٬ هوا٬ درختان ٬ آدمها٬ تمام مخلوقات واسه من نشانه
ای از خدا هستن. من به کلیسا نمیرم و اعتقاد به مذهب خاصی ندارم . شاید این مساله
برمیگرده به دوران کودکی من. عموی من کشیش بود و همیشه برامون در مورد جهنم و عذاب
حرف میزد. ولی من دلم میخواد به خدا اعتقاد داشته باشم و در واقع فکر میکنم که این
اعتقاد رو دارم. »
محل زندگی جانی : دهکده ی کوچکی به اسم Plan de la Tour نزدیک St Tropez در جنوب
فرانسه و خونه ای در لوس آنجلس داره و یه خونه در انگلستان( که قبلا عکسشو براتون
گذاشته بودم ) و یه خونه نزدیک ویلز و تازگیها یه جزیره ۱۵ هکتاری در باهاماس خریده
که اسمشو گذاشته Fuck off island یعنی جزیره «خفقون بگیر!»
گرایش سیاسی جانی دپ: مخالف جورج بوش و مخالف جنگ در عراقه ٬ توی یه مصاحبه گفته
ملت آمریکا خیلی باید احمق باشن که جورج بوش رو به عنوان رییس جمهور انتخاب کردن .
جمله ی اصلی این بوده : (US is like a dumb-puppy for having bush in as the
president )!!!
غذای مورد علاقه : پودینگ شکلاتی ( یه چیزی تو مایه های فرنی شکلاتی) و کافه شاپ
مورد علاقه ش هم یه کافه ی کوچیک نزدیک خونه ش در جنوب فرانسه س.
ماشین جانی دپ: پورشه ی سبز کروکی و یه تراک هم داره و یه شورلت
تاتوی شماره ۳ روی دست جانی چه معنی داره؟ : فقط ۳ ... یعنی عدد. ۳ ظاهرا یکی از
دوستاش در حال تمرین تاتو کردن بوده و ازش پرسیده که میتونه یه دونه عدد ۳ روی دستش
خالکوبی کنه یا نه؟ جانی هم قبول کرده.(طبق مصاحبه ای بعد از فیلم From Hell )
نوع موسیقی مورد علاقه : راک اند رول
خوانندگان و نوازندگان مورد علاقه : Dylan, Keith Richards Bobو Johnny Cash و
Tom Petty .
ترانه مورد علاقه ی جانی :forever young از باب دیلان
گروه موسیقی مورد علاقه : یه گروه کولی به نام Taraf de haidouks و گروه های
TheKiss, Alice Cooper, Rolling Stones, Peter Frampton
دوستان سرشناس جانی دپ
ببینین): آلن گینسبرگ/ بنیچیو دلتورو / بیل مورری/ کریستوفر لی/ عمیر کاستاریکا /
فرانسیس مری بنر / فردی هایمور (بازیگر فیلم چارلی و کارخانه شکلات) / فردریک فارست
/ جری کانلن ( اگه فیلم « به نام پدر » با شرکت دنیل دی لوییس رو دیده باشین٬ خوب
میشناسینش) (این فیلم خیلی قشنگه! جری کانلن(دی لوییس) هم معرکست!)/ هانتر تامپسون/ ایگی پوپ / جی پی دونلیوی / جان واترز / جانی کش و جون
کارتر / جلیان اشنابل / مریلین منسون/ مارلون براندو / میراندا ریچاردسون / نیکلاس
کیج / اورلاندو بلوم / پال وایت هاوس / رابرت رودریگز / کیث ریچاردز / سل جنکو -
گیبی هاینس - بیل کارتر / شان پن / تد دم / تری گیلیام / تیم برتون / وینست گالو و 
یه سری نکنه از زندگی جانی دپ:
از سوی مجله امپاير به عنوان يکی از ۱۰۰ ستاره تاريخ سينما در سال ۱۹۹۵ شناخته شد.
از سوی مجله امپاير مقام ۶۷ را در بين ۱۰۰ ستاره هميشگی سينما بدست اورد.
در سال ۹۶ از سوی مجله پیپل به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان انتخاب شد.
به خاطر تخريب يک اپارتمان در سال ۹۴ دستگير شد.
با شرلين فين٬ جنيفر گری و ويونا رايدر نامزد بود.
وقتی با ويونا رايدر سر صحنه فيلم ادوارد دست قيچی نامزد می کند winona forever را
روی شانه اش خالکوبی می کند که پس از جدايی aوn را حذف می کند و جمله واينونا برای
هميشه به wino forever تبديل ميشود.
در گروهی به نام THE KIDS نوازنده گيتار بود.
در فيلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد.
در ۲۰۰۱ يکی ار ۲۰ چهره دنيای سرگرمی شناخته می شود.
در ويديو کلیپی سال ۹۱ تام پتی ظاهر می شود.نام کلیپ:در گسترده ای به غايت گشوده
است.
هر دو فرزندش از پارادايس يعنی ليلی و جک از روی اسامی دو کاراکتر اصلی فيلم افسانه
ساخت ۱۹۹۵ نامگذاری شده اند.
ونسا پارادايس يک خواننده و نويسنده آهنگهای پرطرفدار در کشورش فرانسه است.و از او
با عنوان بازيگر رويايی نام می برند.
دپ بابت بازی در هر قسمت سريال خيابان جامپ ۲۱ (۱۹۸۷) مبلغ ۴۵ هزار دلار دستمزد می
گرفت.
معروف است هر ماه بيش هزار نامه از طرفدارانش دريافت می کند.
سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا يک شب زندانی شد.
به خاطر لباسهای جين پاره ای که می پوشد معروف است.
همسر اولش لوری ان در زمان ازدواج ۲۵ سال داشت در حالی که دپ ۲۰ ساله بود.
يک نيمه سرخپوست چروکی است.
مدتی از طريق تلفن خودنويس می فروخت.
سال ۹۴ بخاطر تخريب يک هتل راهی زندان شد.
در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فيلم دزدان دريايی کارائيب موفق به دريافت جايزه بهترين
بازيگر از سوی تماشاگران شد.
به گفته دپ يکی از بزرگترين اشتباهات او بازی در فيلم به دنبال ناکجااباد در سال
۲۰۰۴ می باشد.
رابرت دنيرو درباره او گفته:بدون جانی سينما چيزی کم داشت.
اولين فيلم:نقش گلين لانتر در فيلم کابوس خيابان الم ساخته وس کريون (۱۹۸۴)
سال ۹۷ فيلم شجاع را کاگردانی کرد که از نوشته های خودش بود.
مهمترين نقش: ادوارد دست قيچی در فيلمی به همين نام ساخته تيم برتون در مقابل
واينونا رايدر (۱۹۹۰)
جمله معروف:در ۲۷ می ۱۹۹۹ هر انچه که انجام داده بودم يک جور خيال ياطل بوده وجود
داشتن بدون زندگی کردن. تولد دخترم بود که به من زندگی داد.
![]()












وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟
راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است ؟!
زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام كه همانا شرط بندي است، پس انداز كرده ام. پيرزن ادامه داد و از آنجائي كه اين كار براي من به عادت بدل شده است، مايلم از اين فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم داريد!
زن پاسخ داد: 20 هزار دلار و اگر موافق هستيد، من فردا ساعت 10 صبح با وكيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي كنيم و سپس ببينيم چه كسي برنده است. مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت 10 صبح برنامه اي برايش نگذارد.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند:
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.
روباه: خرگوش داری چیکار میکنی؟
خرگوش: دارم پایان نامه مینویسم.
خرگوش: من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب مینویسم.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
حال ببینیم در لانه خرگوش چه خبره در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود. در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.
يه ترکه با کليد گوششو تميز ميکنه گردنش قفل ميشه
ترکه با سرنوشت بازي ميکنه 3 بر هيچ ميبره !!!!
رشتيه بچه شو ميندازه بالا ميگه بگو بابا ميگه اصغر اقا اکبر اقا مش قربون
به تر که ميگن شما ترکي؟ ميگه نه به خدا بيا بگرد
به ترکه ميگن با قيمت جمله بساز ميگه مامان چقدر قيمت خوشمزه بود
تركه داشته به زور زنشو مي كرده توي يخچال ازش مي پرسن براي چي اين كارو مي كني ميگه ميخوام فاسد نشه
به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم
به ترکه ميگن دگر گوني يعني چي ؟ ميگه ايلده يعني اين گوني نه ! اون يکي گوني !!!!
به ترکه ميگن چرا مشکي پوشيدي ؟ ميگه بابام مرده ميگن حالا چرا پاره پوره ؟؟؟ ميگه خدا بيامرز نميزاشت خاکش کنيم !!!
به تركه ميگن معجزه كن ميگه (ق)
يه ترکه پرتقال خوني ميخوره ايدز ميگيره
يه ترکه دکترا مي گيره ميره سخنراني ميگه: مربع زندگي سه ضلع دارد ايمان و تقوا !!!
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس
اونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا
مي کنه ومي گه: مگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد.
غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره،
بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت.........
جاي لره جا بزنه.
سوال: يه مورچه زير چرخ تريلي له ميشه ولي نمي ميره چرا؟ جواب: دعاي خير پدر و مادر پشت سرش بوده
يك روز يك ازرائيل مياد خونه ي قزوينيه ميگه شناسنامت رو بده مي خوام باتلش كنم . قزويني : زيره فرش جرات داري برش دار
گفتم گنهم چیست ربودم بوسی گفت لب، ول کردی و لپ می بوسی
شیوههای نادرست مطالعه یادگیری و یادآوری را دچار مشکل میکنند.
روشهایی برای مطالعه صحیح جهت یادگیری بهتر
مثلا سعی کنید حدس بزنید که یک عنوان مشخص به بررسی چه مطالبی میپردازد و از این قبیل ، بعد از آن مطالب را به صورت کلیتر بخوانید. در این مرحله میتوانید هم به سوالات مطرح شده در مرحله قبل پاسخ کلی بدهید و هم سوالات جدیدی برای خود مطرح کنید. در مرحله بعد شروع به مطالعه دقیقتر بکنید و تلاش کنید پاسخ سوالات خود را بیابید و اگر بتوانید آن را برای خود شرح دهید.
روش پس ختام
این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.
مراحل پیش خوانی
در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها میباشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر میباشد.
مرحله سؤال کردن
پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری میگردد.
مرحله خواندن
در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل میباشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب میتوان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.
مرحله تفکر
در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانستههای خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.
مرحله از حفظ گفتنی
در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام میگیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد میشویم.
مرحله مرور کردن
این مرحله ، که مرحله آزمون نیز میباشد، در پایان هر فصل انجام میگیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله میتواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.
روش دقیق خوانی
هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که میتواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:
تکنیک خلاصه برداری
به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصهها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصهها نیز دوباره خلاصه برداری شود.
تکنیک سازماندهی مطالب
این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده میشود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:
تکنیک علامت گذاری در متن
در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقههای افراد متفاوت میباشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا (موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی) قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.
در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری میشود.
حذف عوامل مزاحم فکری
مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول میدارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه میکاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام میدهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین میبرد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال ، علاقمند و متمرکز هستید.
فراهم کردن محیط مناسب
محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام میشود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه میشود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب میکنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب میکنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است
) یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد.
) حلزون میتواند 3 سال بخوابد.
) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
) اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچوقت تمام نخواهد شد
)خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجویی کند.
) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا میخورند.
) چشمهای شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
) بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر میشوند.
) کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف میکند.
) پروانهها با پاهایشان میچشند.
) گربهها میتوانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از 10 تا!.
) تعداد چینیهایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکاییهایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است
) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.
فیلها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند.
) هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف میکنید.
) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.
) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.
) اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.
) تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.
) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید میشود.
) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کردهاید.
) در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میکندند حتی ابروها و مژهها.
) کوتاهترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
) در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.
) هیچوقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.
) تعداد انسانهایی که به وسیله خر کشته میشوند، از انسانهایی که در سانحه هوایی میمیرند بیشتر است.
)چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بودهاند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچوقت متوقف نمیشوند
لاله اسكندري: متولد 51 در تهران. ليسانس گرافيك
مهناز افشار: متولد 56 در تهران. ديپلم تجربي
ساره آرين: متولد 59 در تهران.ليسانس ميكروبيولوژي.
پژمان بازغي: متولد 53 در تهران. ليسانس صنايع.
عسل بديعي: متولد 56 در تهران.ليسانس تغذيه.
زيبا بروفه: متولد 54 در تهران. ليسانس حقوق قضايي
ماهايا پتروسيان: متولد 48 در تهران. ليسانس تئاتر.
پارسا پيروزفر: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
هانيه توسلي: متولد 58 در همدان.دانشجوي رشته نمايش نامه نويسي.
هديه تهراني: متولد 51 در تهران.ديپلم.
بهناز جعفري: متولد 53 در تهران. ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد جوان: متولد 50 در تهران.ديپلم.
چكامه چمن ماه: متولد 59 در تهران.ديپلم مجسمه سازي.
ليلا حاتمي: متولد 51 در تهران. تحصيل در مهندسي برق و ادبيات مدرن فرانسه را در سوييس نيمه كاره رها كرد.
مجيد حاجي زاده: متولد 58 در تهران.تحصيل در رشته ميكروبيولوژي را رها كرد و هم اكنون تئاتر مي خواند.
ميترا حجار: متولد 55 در تهران.ديپلم.
امين حيايي: متولد 49 در تهران. تحصيل در رشته كامپيوتر را رها كرد.
شهاب حسيني: متولد 52 در تهران. تحصيل در رشته روانشناسي را رها كرد.
شهرام حقيقت دوست: متولد 51. كارشناس رشته تئاتر.
رضا داوود نژاد:متولد 59 در تهران. تحصيل در رشته حقوق را رها كرد.
سام درخشاني: متولد 59 در تهران.تحصيل در رشته نمايش را رها كرد.
بهرام رادان: متولد 58 در تهران. ليسانس مديريت بازرگاني.
حبيب رضايي: متولد 48 در مشهد. ليسانس مديريت بيمارستان.
بهاره رهنما: متولد 52 در تهران.ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي.دانشجوي فوق ليسانس در رشته نمايش.
مريلا زارعي: متولد 53 در تهران. ليسانس مهندسي صنايع قضايي.
فقيهه سلطاني: متولد 53 در تهران.ليسانس ادبيات نمايشي.
رامبد شكرآبي: متولد 51 در تهران. ديپلم رياضي.
رضا شفيعي جم: متولد 50 در تهران. ديپلم.
غزل صارمي: متولد 57 در تهران.ديپلم.
ميلاد صدر عاملي: متولد 61. دانشجوي رشته مهندسي نساجي.
امير حسين صديق: متولد 51 در نيشابور. ديپلم بازيگري.
لادن طباطبايي: متولد 49 در تهران.ليسانس بازيگري.
شبنم طلوعي: متولد 50 در تهران. ديپلم.
پرستو صالحي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
رزيتا غفاري: متولد 51 در تهران. ليسانس كارگرداني سينما.
شقايق فراهاني: متولد 51 در تهران. ليسانس نقاشي.
گلشيفته فراهاني: متولد 62 در تهران. دانشجوي رشته موسيقي.
نگار فروزنده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
حديث فولادوند: متولد 56 در تهران.فوق ديپلم.
علي قربان زاده: متولد 57 در تهران.ديپلم.
شبنم قلي خاني: متولد 56 در تهران. ليسانس رشته تئاتر.
ترانه عليدوستي: متولد 63 در تهران. ديپلم.
مهتاب كرامتي: متولد 50 در تهران. ليسانس ميكروبيولوژي.
نيكي كريمي: متولد 50 در تهران. ديپلم تجربي.
ماني كسراييان: متولد 55 در شيراز. ليسانس بازيگري.
باران كوثري: متولد 64 در تهران. ديپلم موسيقي.
كامبيز كاشفي: متولد 56 در تهران. ديپلم.
محمد رضا گلزار: متولد 54 در تهران.ليسانس مهندسي مكانيك گرايش سيالات.
پوپك گلدره: متولد 50 در تهران. ليسانس روانشناسي.
سروش گودرزي: متولد 53 در تهران. ليسانس كامپوتر.
لادن مستوفي: متولد 51 در شهسوار. ليسانس كارگرداني.
مرجان محتشم: متولد 48 در تهران.
يكتا ناصر:متولد 57 در تهران.ليسانس مهندسي محيط زيست.
آناهيتا همتي: متولد 52 در تهران. ديپلم
![]()
![]()
![]()
......................................................................................................
![]()
بعد منم میگم منم در ۵ رشته ی تحصیلی درس خوندم. و در کشور های افغانستان/پاکستان/و شهر توریستی ورامین درس خوندم!!!! در رشته های کل کل کردن با آقایون/عشوه اومدن(که به نظر خودم من این در این رشته درس نخواندم ولی بچه ها اصرار دارند به موفقییت هایم اضافه کنم) سرکار گذاشتن/رقصیدن با ناز و مهم تر از همه عروسی رفتن تحصیل کردم!!!!
خوبه؟ما آمادگی خودمان را از هر جهت اعلام میداریم!!!
!!!! آه ما افسوس می خوریم اما با افسوس خوردن ما نیز چیزی تغییر نمی کند جز چاق شدن روزانه ی ما
!! و ما این روز ها اکثرا خوشحالیم و این موضوع باعث خوشحالی ما نیز است
!!! و این روز ها نیز به ما خیلی خوش می گذرد!!! و این روز ها خیلی تعطیل هستیم و از این بابت ناراحت!!! آخر دلمان برای معلمان عزیز و زحمت کشمان تنگ می شود
!!! و البته برای بعضی از آنها نه همه
!!! و این روزها ما خیلی پای کامپیوتر می آییم و مادرمان خیلی از دست این کار های ما خسته شده و ناراحت است و این روز ها هوا هم خیلی سرد شده و همین خود ما هفته ی پیش آنفلوآنزا گرفتیم اما به روی خودمان نیاوردیم نکند که مادرمان بگوید که خانه بمانیم و استراحت کنیم و مدرسه نرویم!!!! و این که این روز ها بعضی ها مارا پررو و لوسمان کردن و بیخودی از ما تعریف می کنند
و این روز ها اینقدر از خجالت کشیدن آب شدیم که قدمان ۱۰ سانتی متر کاهش پیدا کرده!!! و اتفاقات زیادی افتاده است ! و این که ما الان خیلی خوابمان می آید و مادرمان سرمان جیغ می زند و همین الان یه دمپایی صورتی کله ی ما را به شدت نوازش کرد !!! پس تا شب بعد بدرود!!! :)))))
hamin alan ye khabare besyar soognako bad bem reCd!!! man Dge ba elahe toO ye kelas nemiOftam!! DDn chi shod khob hala man chiakr konam!!! vay man asan fek nenikardam mikhad bere tarjobi bebakhshid manzooram tajrobi bood!!! ey babab!!! magar be maktabe kimia gari nemiraft va be shimi alaghe nadasht pas chera tarjobi na bebakhshid tajrobi?? ama bashad moredi nist!!! dooooste azizam har che mkhani bekhan va movaffagh bashi!!!! reshte mohem nist mohem dooostist :D:D :*
!!! در مدرسه ی شماییم!! همون فرزانگان خودمون!! و الا در اوقات فراغتمان شعر می گوییم و با کاغذ و قلممان به درد و دل می نشینیم!! از نظر دوستانمان که خیلی هم به ما لطف دارند البته شعر هایمان بدک نیست!!! اما نمی دانیم چرا چند وقتیست نوشتن برایمتن سخت شده ما که زمانی شعر هایی می گفتیم که خودمان توش می ماندیم!!ما در واقع دوست مرحوم پدر لکه و دختر عممه ی لکه هستیم و به جاست که بگوییم این دو بشر چقدر ماهند!!! ما اصولا روحیه ی هنری داریم!! و ورزشکارم هستیم!! و اهل ادبیاتیم!!=) بعضی ها می گویند شادیم و خوش مشرب و زود با همه جوش می خوریم!!بعضی ها هم چیز های دیگر می گویند که زیاد جالب نیست و حالا به قول معلم عزیزمان اشاره نمی کنیم که و چه چیز!!! می خواستم بگویم آقا این فرزانگان عجب مدرسه ای بود و ما نمی دانستیم!!! عجب بچه های باحال و با معرفتی داشت و ما نمی دانستیم
!! ای روزگاررررر....... راستی دقت کردین؟؟ فقط ما اینجوری هستیم یا شما هم هستید!!؟؟؟ فقط به ما این روز ها خوش می گذرد یا به شما هم اندازه ی ما خوش می گذرد؟؟ نمی دانیم!!و آخرین مطلب ما این که دقت کردین که امسال چقدر ما تعطیل هستیم؟؟ عجیب است!!! دیگر نمی خواهیم وقت شریفتان را بیشتر از این بگیریم بسی از آشنایی با شما لککه های عزیز و دیگر عزیزان خرسند می باشیم !!! و در انتظار دیدار هر چه سریع تر همه شما عزیزان می باشیم!! البته به قول دوستان عزیز فرزانگانی می باشیم غلط می باشد!!
اما ما به این ها کاری نداریم ما خرسند می باشیم!!!
سایه![]()
| Design By : Night Skin |













.jpg)









