تبليغاتX
ولرم - 3/3




















ولرم - 3/3

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:28 توسط زن عموی لکه| |

آره آره می دونم

فحش بده راحت باش

می دونم آدم بشو نیستم => دیگه منو نمی بخشین => عذر خواهیم بی فایدست!

خب پس می رم سر اصل مطلب

بله؟بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!

ما     ۵شنبه و جمعه      یه نمایشگاه داریم(نمیشه اسمشو بذاریم کارگاه!)

از اونجایی که به شدت براش زحمت کشیدیم و پروژه هامونم آبدو(غ)خیاری نیست ، پیشنهاد می کنم قدمهاتون رو تخمه جفت چشای خانوم ساقیان بذارید و حتی برای دیدن ساختمون مدرسه هم که شده تشریف بیارید

 

 

مرسی

راستی،ساعت خواهرمم دستمه،آبجی(آبجیای سعیده یادتونه؟ ۲-۳ ماهه با سعیده قهرم!) اگه ساعتتو میخوای بیا

 

بابا خواهش می کنم،،التماس می کنم ، مرگ قاتلم بیاین ببینین

خوبه ها!

از ما گفتن!

ساعت ۹ تا ۱ (۱۳)

بیاینا!

 

شماها نمیاین لااقل بگین نیکی بیاد!

 

راستی هم شمارم عوض شده هم به دلیل سقوط گوشیم از ارتفاع ۳.۵ متری،شماره ی هیچ کدومتونو ندارن.هیچی!

آخه چند وقت پیش از پشت افتادم تو استخر خالی عمق ۲ متر.۵-۶ ساعتی تو برزخ بودم.گوشیمم به ۱۴۷ قسمت مساوی و نا مساوی تقسیم شد!شماره ی همتونم تو گوشیم بود نه سیم کارت یا memory!

خلاصه شرمنده دیگه!

 

 

ولی بیابنا!

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:25 توسط مرحوم پدر لکه| |

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:38 توسط زن عموی لکه| |


Design By : Night Skin