ولرم - 3/3
ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود. ــ موسي : و آنگاه پروردگار ازآسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت. ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود . ــ خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند ــ رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟ ــ نيچه: چرا که نه؟ ــ فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد . آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟ ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است . ــ همينگوي: براي مردن . در زيرباران ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است . ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن وهويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هرروز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند .توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟ ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بودغافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد . ــ روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟ ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها . ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت . ــ کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت . مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک . نگاهي بيتوجه ووحشتزده انداخت . اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را باحضور فيزيکي خود مواجه کند ودستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ وسپاه . ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم ازخيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد ــ سهراب سپهري : مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم ــ طرفدار داستانهاي علمي تخيلي: اين مرغ نبود که ازخيابان رد شد . مرغ خيابان وتمام جهان هستي را متر وسانتيمتر به عقب راند ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بارديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟ ــ جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريس جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است . ــ سعدي : و مرغي را شنيدم که درآن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کن ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشههاي ذهن خويش، ميجويم .من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان . و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟ ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفسکش ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني ــ پدرخوانده : جاي دوري نميتواند برود . ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد . ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد.. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند . ــ پاريس هيلتون: خوب لابداونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد ! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد ــ احمدينژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است . ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد .موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد دیگه هیچی نمیگم...۳ ماهه تمومه هیچکس اینجا هیچی نمینویسه حتی نظرم نمیده پس فقط خودمم و خودم.... اگه کسی هم همینجوری اومد اینجا نگاهی بندازه خواهش می کنم اگه می خواد بره پست های ماه های خیلی قبل رو ببینه... منم شاید دیگه نیام... این جا هم بسته میشه (غزل) اگه مطلبمون ۵ صفحه کمتره می تونیم پیشینه تحقیق هم توش بزاریم
Why mother is always so special: When I came home in the rain, Brother asked why you didn't take an umbrella. Sister advised why you didn't wait till rain stopped. Father angrily warned, only after getting cold, you will realize. But Mother, while drying my hair, said: stupid rain! Couldn't it wait till my child came home? That's MOM... خواص دارچین - Cinnamon دارچين پوست درختي است كه تا 10 متر ريشه مي كند برگ اين درخت سبز سير و داراي گلهاي برنگ سفيد مي باشد . پوست اين درخت را كنده و معمولا پودر مي كنند و در غذا يا بعنوان چاي از آن استفاده مي كنند خواص داروئي: 1.دانشگاه بوفالو-آمریکا : تجزیه و تحلیل و مطالعات بالینی نشان داده است که استرس مزمن نه تنها باعث ایجاد خستگی وفرسودگی جسمی می شود بالکه آسیبی جدی به سلامت روانی آدمی وارد می کند. همچنین ثابت شده است که استرس مزمن اثر منفی بر روی قدرت حافظه و توان یادگیری انسان دارد. استاد فیزیولوژی و بیو فیزیک دانشگاه بوفالو zhen yan پروفسور ژن یان می گوید: "هورمون های استرس می توانند عملکردی متناقض داشته باشند به این معنی که استرس هم واجد اثرات تخریبی و هم آثار حفاظتی برای بدن آدمی است. لذا می توان نتیجه گرفت که بدن ما به استرس احتیاج دارد اما این استرس نباید آنقدر زیاد باشد که موجب تخریب گردد." محققان اظهار می دارند که استرس های شدید و کوتاه باعث تقویت عملکرد دستگاه انتقال نیرو در سیستم های عصبی شده و تاثیر مثبت و شایان توجهی در قدرت حافظه و بالا بردن یادگیری افراد دارد. 2.دانشگاه دانش وتکنولوژی ووهان-چین : پژوهشگران این دانشگاه برای بررسی میزان تاثیرات استرس مزمن بر قدرت حافظه و یادگیری آزمایشات متعددی را انجام داده اند. این محققان موش های بالغی را به دو گروه تقسیم کرده و به گروهی از آن ها استرس های متناوب و نامنظم وارد کردند. آن ها مانع خوابیدن موش ها شده و در طی شش هفته و به مدت شش ساعت در روز با نور افشانی های مککرر مانع خواب آن ها شدند. پس از این مدت این گروه را با گروه پایه که زندگی عادی داشتند در مسیر ماز قرار دادن. نتایج و اندازه گیری ها Moris water maze آب موریس نشان داد که زمان رهایی از ماز برای موش های استرس دیده و موش های استرس ندیده به ترتیب 8.27 و 15.63 ثانیه بوده و می توان نتیجه گرفت که استرس های مزمن و مکرر در بالا بردن قدرت یادگیری و تقویت حافظه اثر مثبت دارد. 3.دانشگاه کالیفرنیا -ژورنال علوم عصبی : یافته های قبلی مشخص کرده بود که استرس های بلند مدت و مزمن اثرات تخریبی بر قسمت یادگیری و حافظه مغز دارد ولی امروزه آشکار گردیده استرس های کوتاه مدت (حتی برای چند ساعت) اثرات نامطلوبی بر یادگیری و حافظه باقی می گذارد. اعلام داشته که:UC Irvine از مدرسه پزشکی Tallie Z Baram دکتر "استرس امری اجتتناب ناپذیر و جزئی لاینفک از زندگی بشری است و نمی توان از آن معارفت جست. یافته های ما نقش بسیار مهمی در پیشرفت علوم داروسازی ایفا می کند و میتوان اثرات نامطلوب دارو های کاهش استرس را برطرف سازد و پاسخ صحیح تری برای این پرسش فراهم آورد که: "چرا مردم در موقعیت های پر استرس دچار فراموشی می شوند؟" " دانشجویان این مدرسه دریافته اند که علاوه بر دخالت همان نوع شناخته شده استرس (که ناشی از هورمون کورتیزول است) و در تمام بدن پخش می شود، corrticotropinاسترس های شدید باعث فعال شدن مولکولی تحت عنوان شده و آن مولکول هورمونی را در بدن آزاد می سازد که عملکرد بخش اصلی حافظه را مختل می کند. محققان این دانشگاه با آزمایشاتی که بر روی موش ها انجام داده اند دریافته اند که وجود استرس موجب از دست دادن قدرت یادگیری و حافظه است.
One day an employee sends a letter to his boss asking for an increase in his salary!!! I am$ ure you will gue$$ what I mean and re$pond $oon. Manager ============ ========= ========= === قانون صف: اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد قانون تلفن: اگر شما شمارهاي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود قانون تعمير: بعد از اين که دستتان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد قانون کارگاه: اگر چيزي از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترين گوشه ممکن خواهد خزيد قانون معذوريت: اگر بهانهتان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشينتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشينتان، ديرتان خواهد شد قانون حمام: وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مييابد قانون نتيجه: وقتي ميخواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نميکند، کار خواهد کرد قانون بيومکانيک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد قانون تئاتر: کساني که صندلي آنها از راهروها دورتر است ديرتر ميآيند قانون قهوه: قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيستان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا! منم برای همین آپ کردم شما هم بیاین بنویسین دیگه تابستونه ...مامان همینجوری هی بیا اینجا چیز بنویس! این جا خالیه! همینجوری بنویس! من که متن قبلیتو نخوندم(یعنی کامل نخوندم)البته شرط می بندم که خودت هم یه بار کامل از روش نخوندی! باید از اینجا یه استفاده ای بشه!!! همینجوری بیاین چرت و پرت بنویسین! فقط بنویسین! وگرنه کله همتونو می کنم!!! جدی می گم! لطفا بیاین بنویسین!!!!!! دوست پسر!!! بیا...بیا بنویس! بابا من فقط ۴ روزه نیومدم تو وبلاگ ولی حالا اونقدر مطلب اینجا هست که من نمیدونم چی باید بگم! خب دوست پسرم راست می گه دیگه! برادر شوهر عزیز بعد از این همه مدت اومدی بعد می گی فارسیت نمیاد؟ خب چشمون در اومد تا مطلب هاتو خوندیم! خب با این که این همه مدت بی معرفتی کردی و نیومدی ولی خودت می دونی که من چه قدر مهربونم... پس می بخشمت! خوب اگه راستشو بخوای .... منم دلم برات تنگ شده! ببین ما ۶ تا امتحان دادیم من یکیشم خوب ندادم! این خیلی بده! امروزم که امتحان ریاضی داشتیم... من بد دادم! شیخ عطار همش تو کلاس ما بود یک لحظه هم راحتش نمی گذاشتیم! خوب دیگه؟ می بینم که دوسته جدید پیدا کردی برادر شوهر! خوب چطوری سایه خانوم؟ من که نمی تونم تصور کنم چه شکلی هستی این الهه هم با توضیح دادنش! نمیدونید چقدر دوست دارم حرف بزنم.... ولی نمی دونم چی بگم! یکی به من کمک کنه! چند تا دوسم داری؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم یکی میدونی چرا؟ چون قوی ترین و بزرگ ترین عددیه که می شناسم... دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکیه؟ ماه یکیه... خورشید یکیه... زمین یکیه... مادر یکیه... پدر یکیه... تو هم یکی هستی... وسعت عشق من به تو هم یکیه... پس اینو بدون از الان وتا همیشه یکی دوست دارم! 1-هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامیکه کسی را می بینید که او را دوست دارید احساس سرور و خوشحالی می کنید. 2-هنگامیکه عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولی هنگامیکه کسی را دوست دارید زمستان فقط زمستانی زیبا است. 3-وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید ولی هنگامیکه به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد. 4-وقتی در کنار معشوقه ی خود هستید نمی توانید هرچه را در ذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید. 5-در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت می کشید و یا حتی دست و پای خود را گم می کنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت. 6-شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید اما می توانید در حالی که لبخندی بر لب دارید مدت ها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید. 7-وقتی معشوقه ی شما گریه می کند شما نیز گریه خواهید کرد ولی اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او می کنید. 8-احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه است اما درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است(از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی). 9-شما می توانید یک رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر این کار را بکنید، عشق همچنان قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند. مطالب فوق اگر چه تا حدود زیادی درست هستند اما به خاطر داشته باشید که مطلق نیستند و اصولا انسان ها و احساسات آن ها پیچیده تر از اینگونه تخیل ها هستند. سلام به یه سری ۳/۳ایه ... من می خوام آپ کنم... می خوام یه چیزی بنویسم... ولی نمی دونم چی بنویسم من نمی دونم یکی به من بگه چیکار کنم!... عمو؟ من چیکار کنم؟ بعد از یک ماه دوباره اینترنتم راه افتاد! چیزی برای گفتن ندارم ولی برای اینکه دیگه خیلی خالی نباشه: زندگی به امواج دریا ماننده است چیزی از ساحل می شوید و چیزی به ساحل می آورد چون به سرکشی افتد انبوه ماسه ها را می برد اما تواند بود که تخته پاره ای نیز با خود به ساحل آورد تا کسی، بام کلبه اش را بدان بپوشاند مارگوت بیگل اگر به اندازه ی کافی به این عکس خیره شوید می توانید یک زرافه را تشخیص دهید!!! من چون حرفی برا گفتن ندارم( چون دوست پسرم همه رو گفت!) یک چیزه کاملا بی ربط می زارم! ولی بامزه است!
آتشی و چرخی که آفرید ------------------------------ ..... تا پیغامگیر و پیغام ما چه باشد تا درودی دیگر، بدرود می دونین چیه من یکی که اصلا حال درس خوندن ندارم! شما چطور؟ پيرمردي در حال نوشتن نامه اي بود که نوه اش پرسيد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي. زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کنی. تو این وبلاگو برای ۲۶ تا ۳/۳ای درست کردی اونوقت اونایی که بهش سر می زنن ۱۰نفرم نیستند! خوب بالاخره یکی باید اینجا پارازیت بندازه دیگه!!! شرمنده همتونم! قربون شما! خدافظ!!! برای اینکه یک مرد بتونه یک زن رو خوشحال کنه، تنها باید: 1- یک دوست باشه حالا چگونه یک مرد را خوشحال کنیم: خوب وقتی یه مرد زنشو خوش حال بکنه می تونه خودش ناراحت باشه؟؟؟ داده نمیشه؟؟؟ ما که همش دم به دقیقه تو اینترنتیم ولی جز روح سرگردان آقا جون چیزی اینجا نیست! منم از این به بعد نمی آما!!! پس اون افرادی که تو وبلاگه قبلی پلاس بودند می شود بفرمایند الان کجا هستند؟ قابل توجه شما برادر شوهر مرحومم هم می فرمایم: خودت را خسته نکن. اینا با یاد دادن هم نمی آن اینجا. اینا یک مشت و مال حسابی می خان که فردا شما لطف می کنید بهشون می دید! آخه این چه وضعشه؟ آقا جون از اون دنیا برای زنش چیزی می نویسه یا حداقل حالشو می پرسه اونوقت معلوم نیست شوهر ما کجاست؟ سلام... من اومدم!!! مرحوم آقا جان خوبی عزبزم؟ آخه اینایی که اینجا می ذاری به چه درد ما میخوره؟ تو هم جدی جدی شادیا! خلاصه این جا خیلی باحاله...البته اگه کسی بهش سر بزنه!!!! هی ببینم ... کسی شوهر منو ندیده؟؟؟
(واقعا ناراحتم)
دارچين رمز جواني است و مصرف روزانه آن انسان را سلامت جوان نگه مي دارد .
دارچينكليه را گرم مي كند و ضعف كمر و پاها راازبين مي برد و كم خوني را درمان مي كند .
دارچين بهترين دارو براي دردهاي عضلاني است و جديدا در آمريكاي شمالي و كانادا كرم هايي ببازار آمده كه داراي دارچين است و براي رفع درد بكار مي رود .
حتما تا بحال متوجه شده ايد كه بعد زا خوردن يك دونات دارچين در همه چيز را زيبا مي بينيد و چقدر آرام هستيد . اين خاصيت دارچين است زيرا دارچين اثر آرام كنده وشاد كننده درد و از بسياري از داروهاي آرام بخش بهتر است . و در حقيقت مي توان گفت دارچين واليوم گياهي است زيرا در دارچين ماده اي است بنام Cinnamodehyde كه روي حيوانات و انسان اثر آرام بخش دارد .
دارچين رگها را باز مي كند و اثر خوبي در گردش خون دارد .
دارچين خاصيت عجيب ديگري دارد و آن قوي كردن مصونيت بدن در مقابل امراض است و حتي مي توان گفت كه اثر پني سيلين و آنتي بيوتيك را به مقدر زيادي دارا است . اگر حس كرديد كه ضعيف شده ايد و ممكن است مريض شويد چاي دارچين را فراموش نكنيد و حتي اگر سرما خورده ايد يا ضعف شديد داريد چاي دارچين بهترين دارو است .
یکی از خواص دارچین این است که باعث افزایش کارآیی هورمون انسولین در بدن می شود و در نتیجه بدن نیاز کمتری به این هورمون برای کنترل قند خون پیدا می کند. بسیاری از افراد مبتلا به دیابت گزارش داده اند که مصرف یک قاشق چایخوری دارچین در روز تاثیر بسیار مثبتی بر قند خونشان داشته است.
همچنین برخی تحقیقات نشان دهنده تاثیر مثبت دارچین در کاهش فشار خون بوده است.
دارچین خاصیت عجیب دیگری دارد و آن تقویت سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماری هاست و حتی می توان گفت كه اثری مشابه پنی سیلین و آنتی بیوتیك دارد.
اگر حس كردید كه ضعیف شده اید و ممكن است مریض شوید، چای دارچینی را فراموش نكنید و حتی اگر سرما خورده اید یا ضعف شدید دارید، چای دارچین بهترین داروست
Dear Bo$$
In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need$ of u$ worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ ervice to your company.
Your$ $incerely,
Norman $oh
The next day, the employee received this letter of reply:
Dear NOrman,
I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing NOticeably well as yet.
NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt sure if the United States may go into aNOther recession. After the NOvember presidential elections things may turn bad.
Yours truly,
![]()
![]()
![]()
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آنها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آنها همديگر را دوست دارند نمىباشد.
من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
من باور دارم .....
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصلهها. عشق واقعى نيز همين طور است.
من باور دارم ...
که ما مىتوانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مىکشد تا من همان آدم بشوم که مىخواهم.
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آنها را مىبينم.
من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مىدهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مىدهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مىآيند و ما را نجات مىدهند.
من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمىدهد که ظالم و بيرحم باشم.
من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشتهايم و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفتهايم.
من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
من باور دارم ....
که زمينهها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بودهاند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسيم تغيير يابد.
من باور دارم ...
که گواهىنامهها و تقديرنامههايى که بر روى ديوار نصب شدهاند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم ...
که از همه حتی کسانى که بيشتر از همه دوستشان داریم بالاخره جدا میشویم. پس حالا که باهم هستیم از این فرصت حداکثر استفاده را بکنیم
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مىکند.»
پیغام گیر فردوسی
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
پیغام گیر منوچهری
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم
پیغام گیر مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم
پیغام گیر بابا طاهر
تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قوربون صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
پیغام گیر حافظ
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور
پیغام گیر سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر نیما
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ
نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
![]()
![]()
![]()
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:
اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج خاصيت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !
خاصيت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين خاصيت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در
![]()
![]()
چگونه یک زن را خوش حال کنیم:
2- یک همدم باشه
3- یک عاشق باشه
4- یک برادر باشه
5- یک پدر باشه
6- یک استاد باشه
7- یک آشپز باشه
8- یک برق کار باشه
9- یک نجار باشه
10- یک لوله کش باشه
11- یک مکانیک باشه
12- یک دکوراتور باشه
13- یک متخصص مد باشه
14- یک روانشناس باشه
15- یک حشره کش باشه
16- یک التیام بخش باشه
17- یک شنونده خوب باشه
18- خیلی تمیز باشه
19- دلسوز باشه
18- ورزشکار باشه
19- صمیمی باشه
20- شجاع باشه
21- خلاق باشه
22- با ملاحضه باشه
23- محتاط باشه
24- بلند همت باشه
25- مستعد باشه
26- با جرات باشه
27- مصمم باشه
28- راستگو باشه
29- مورد اعتماد باشه
30- کمی احساساتی باشه
31- باید ازش به بطور مرتب تعریف کنه
32- عاشق خرید باشه
33- درستکار باشه
34- پولدار باشه
35- بهش استرس وارد نکنه
36- به دخترهای دیگه نگاه نکنه
و در همون لحظه باید:
37-کلی بهش توجه کنه ولی به خودش نه
38-بهش زمان زیادی بده مخصوصاً برای خودش
39- بهش فضای زیادی بده، بدون اینکه نگران باشه که کجا میره
و این خیلی مهم که:
40- هیچ وقت:
* تولدش
* سالگرد ازدواج
* قول و قرارهایی که اون میزاره رو فراموش نکنه!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




























