تبليغاتX
ولرم - 3/3 - متون دیگر
 
ولرم - 3/3
 
 
 

با آغاز قرن حاضر به موازات تغییر علل مرگ و میر ناشی از بیماری‌های عفونی و تغذیه‌ای به بیماری‌های مزمن و بیماری‌های روان‌تنی (سایکوسوماتیک)، نقش رفتار بر سلامت به گونه‌ای روز افزون مورد توجه قرار گرفته است. درصورت انتخاب شیوه و سبک زندگی مناسب که موجب ارتقای سلامت شود، مرگ و میرهای ناشی از این عوامل، تا اندازه‌ای چشمگیر کاهش خواهد یافت. بیماری‌های روان‌تنی از قبیل بیماری گرفتگی عروق کرونر قلب، آسم، اختلالات گوارشی و غیره امروزه جان بسیاری از ساکنین کره زمین را می‌گیرد. نقش استرس و سبک زندگی به عنوان یک عامل مهم و موثر به همراه عوامل دیگر در تمامی اختلالات فوق الذکر، دیده می‌شود. از نظر متخصصان اساس تمامی بیماری‌های روان‌تنی تاثیر مسایل روانی و مشکلات شخصیتی و حتی سبک زندگی بر جسم می‌باشد. مهم‌ترین و شایع‌ترین بیماری روان‌تنی که به‌طور متوسط حدود 30 تا 40 درصد مرگ و میرها را در جهان شامل می‌شود، اختلال گرفتگی عروق کرونر قلب (اختلال در عروق تغذیه‌ای قلب) می‌باشد. در این گفتار کوتاه سعی شده است پیرامون اختلال عروق کرونر قلب و رابطه آن با سبک تیپ شخصیتی A بحث شود. از سال 1959 فریدمن و روزنمن دو متخصص و جراح قلب متوجه شدند که افرادی که برای جراحی قلب و برطرف نمودن گرفتگی عروق کرونر قلب به ایشان مراجعه می‌کنند، دارای صفات شخصیتی مشابهی هستند. این افراد سریع صحبت می ‌ کردند، سریع راه می‌رفتند، تند غذا می‌خوردند، کم صبر و بلند پرواز بوده و کمال‌گرایی افراطی داشتند . اینان بیش از حد معمول کار می‌کردند و در مجموع زندگی پراسترسی را دارا بودند. فریدمن و روزنمن این افراد را افراد دارای تیپ شخصیتی A نامیدند. رقابت، فوریت زمانی و عصبانیت سه خصیصه مهم و شایع در این تیپ شخصیتی می‌باشد. احساس عدم رضایت از زندگی در این افراد دیده می‌شود. از خصایص مهم دیگری که در این افراد وجود دارد اهمیت دادن فوق‌العاده به کار می‌باشد. گرایش به مدیریت و رهبری دارند. کیفیت زندگی در افراد تیپ A بسیار پایین است. فرصتی برای توجه به چیزهای زیبا را ندارند. اینان به مادیات بیش از مسایل و روابط انسانی بها می‌دهند. در آن واحد به چند کار مشغول هستند. آستانه تحریک‌پذیری پایینی دارند. برای اینان وقت خیلی مهم است ولی توانایی استفاده از آن را در حد مطلوب به دلیل پایین بودن کیفیت زندگی ندارند. تلاش افراطی برای کسب امتیازات بیشتر دارند. همیشه در پی کسب موفقیت‌های بیشتر هستند. از 1959 تاکنون پیرامون این سبک زندگی و اثرات آن تحقیقات فراوانی صورت گرفته است. نتایج تحقیقات پیرامون این سبک زندگی، گویای این واقعیت است که این تیپ شخصیتی اثرات مخرب و ویرانگری بر ساختار و فیزیولوژی بدن ایجاد می‌کند. به این دلیل که افراد تیپ شخصیتی A بیشتر در حالت برانگیختگی یا حالت سمپاتیک هستند تا حالت پاراسمپاتیک (حالت آرامیدگی)، ترشح هورمون‌های تحریک‌زا مانند آدرنالین، تیروکسین و .... در این افراد فراوان‌تر از افراد دیگر می‌باشد. وجود طولانی مدت ترشح زیادتر از معمول این هورمون‌ها در این افراد به مرور زمان بر عروق کرونر قلب اثرات سوء داشته و موجب گرفتگی این عروق می‌شود.

پس سؤال اصلی این است که آیا افراد نوع A بیش از افراد نوع مقابل یا B در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های مختلف قرار دارند؟

نتایج پژوهش وودز و برنز، 1984 نشان داد که افراد نوع A مشکلات تنفسی مانند آسم و سرفه‌های مکرر و نشانه‌های بیماری‌های دستگاه گوارش مانند زخم، سوء هاضمه و تهوع را به میزان بیشتری گزارش کرده‌اند. پژوهش‌های متعددی به منظور دست یافتن به رابطه‌ای میان رفتار تیپ شخصیتی A و بیماری‌های عروق کرونر قلب انجام گرفته و اکثر تحقیقات مؤید چنین رابطه‌ای بوده است. به‌طور مثال بوت کیولی و فریدمن، 1987، احتمال ابتلا به بیماری‌های عروق کرونر قلب در زنان و مردان نوع A به ویژه در رده‌های کارمندی و مدیریتی، بیش از بزرگسالان نوع B است. به نظر می‌رسد که افرادی با شخصیت تیپ A بیشتر در معرض خطر مرگ ناگهانی قرار دارند (پرینی و همکاران، 1995).

امروزه سبک زندگی تیپ شخصیتی A در کنار عوامل دیگر به خصوص عوامل موثر بر بیماری‌های قلبی مثل فربهی، مواد موجود در رژیم غذایی مانند نمک، چربی‌ها و کلسترول، عدم تحرک جسمی، سابقه فشار خون بالا و مواردی از این قبیل، بر از بین رفتن سلامت روانی موثر قلمداد می‌شود.
در ایران حدود 38 درصد از مرگ و میرها به دلیل مشکلات عروق کرونر قلب می‌باشد. این آمار نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا از حد نرمال بیشتر می‌باشد.

پرسشنامه آیا شما تیپ شخصیتی A هستید؟

لطفا در صورت تمایل به سؤالات زیر یه صورت بله یا خیر پاسخ دهید؟

1 – آیا در مکالمات روزمره خود روی برخی کلمات تاکید می‌کنید؟

بله
خیر

2 - آیا به طور سریع غذا می‌خورید و به طور سریع حرف می‌زنید؟

بله
خیر

3– به نظر شما باید به کودکان یاد داد که بهترین باشند؟

بله
خیر

4 – آیا وقتی کسی کند کار می‌کند بی‌حوصلگی نشان می دهید؟

بله
خیر

5 – آیا وقتی دیگران سخن می گویند آنها را وادار می کنید که زود حرف خود را بزنند؟

بله
خیر

6 – وقتی احساس می‌کنید محدود شده‌اید یا باید در رستوران منتظر خالی شدن میز باشید، خیلی عصبانی می‌شوید؟

بله
خیر

7 – وقتی کسی برای شما حرف می‌زند، همچنان ادامه افکار شخصی خود را دنبال می‌کنید؟

بله
خیر

8 – آیا سعی می‌کنید در حال اصلاح یا آرایش کردن، صبحانه نیز بخورید؟

بله
خیر

9 – آیا اتفاق می‌افتد که در تعطیلات تابستانی کار کنید؟

بله
خیر

10 – آیا بحث‌های مربوط به موضوع‌های مورد علاقه خود را هدایت می‌کنید؟

بله
خیر

11 – اگر وقت گذرانی کنید خود را گناهکار می‌دانید؟

بله
خیر

12 – آیا آنقدر مشغول به کار هستید که کمتر متوجه اطراف یا تغییر دکوراسیون خانه می‌شوید؟

بله
خیر

13 – آیا با مادیات بیشتر از مسایل اجتماعی درگیر هستید؟

بله
خیر

14 – آیا سعی می‌کنید فعالیت‌های خود را در کمترین زمان برنامه‌ریزی کنید؟

بله
خیر

15 – آیا همیشه به موقع بر سر قرار حاضر می‌شوید؟

بله
خیر

16- آیا اتفاق افتاده است که برای بیان نظرهای خود مشت گره کنید یا مشت بزنید (با هیجان شدید صحبت کنید)؟

بله
خیر

17 – آیا موفقیت‌های خود را به سریع کار کردن خود نسبت می‌دهید؟

بله
خیر

18 – آیا احساس می‌کنید که کارها باید همین حالا و سریع انجام گیرد؟

بله
خیر

19 – برای انجام دادن کارها، سعی می‌کنید ابزارهایی به کار ببرید که بیشترین بازده را دارند؟

بله
خیر

20 – آیا به هنگام بازی، معمولا سعی می‌کنید ببرید نه این که سرگرم شوید؟

بله
خیر

21 – آیا اغلب حرف دیگران را قطع می‌کنید؟

بله
خیر

22 – آیا وقتی دیگران تاخیر می‌کنند، عصبانی می‌شوید؟

بله
خیر

23 – آیا پس از غذا خوردن، بلافاصله از سر میز یا از سر سفره بلند می‌شوید؟

بله
خیر

24 – آیا احساس می‌کنید عجله دارید؟

بله
خیر

25 – آیا از بازده فعلی خود ناراضی هستید؟

بله
خیر

نحوه تجزیه و تحلیل پاسخ های خود به پرسشنامه آیا شما تیپ شخصیتی A هستید؟
تعداد بله‌ها را شمرده اگر تعداد بله‌ها بین 0 تا 5 باشد شما تمایل به تیپ B دارید.
اگر تعداد بله‌ها حدود 13 باشد تیپ متعادل بین A و B هستید.
اگر نمرات بالاتر از 13 باشد گرایش به تیپ شخصیتی A وجود دارد.
هر چه نمرات به حداکثر یعنی 25 نزدیک باشد احتمال خطر بیشتر است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:7 توسط مامان لکه | نظر بدهيد
 

وقتی گروه امداد و نجات زن جوان چینی را زیر اوار پیدا کردند او مرده بود اما امداد رسانان زیر نور چراغ قوه چیز عجیبی دیدند .

زن با حالتی عجیب به زمین افتاده زانو زده و بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. آن ها تلاش میکردند جنازه را بیرون بیاورند که ناگهان سرپرست گروه دیوانه وار فریاد زد : بیایید زود بیایید یک بچه اینجاست. بچه زنده است . وقتی آوار از روی مادر کنار رفت نوزادی از زیر پیکرش بیرون کشیده شد. او کاملا سالم بود و در خواب عمیقی فرو رفته بود بی انکه بداند مادرش هنگام حفاظت از جگر گوشه خود چگونه جانفشانی کرده است .

مردم وقتی بچه را بغل کردند یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده میشد:

 عزیزم اگر زنده ماندی هیچ وقت فراموش

نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:4 توسط مامان لکه | يک نظر

 

سوتی احمدی نژاد!!!!!!!!!!!

                          

 خبرنگار آمریکایی راجع به قصد ایران برای تولید سلاح هسته ای پرسید. آقای احمدی نژاد ضمن تکذیب این مطلب، اعتراض کرد که چرا شما غربی ها انرژی هسته ای را معادل با سلاح هسته ای می دانید. تا اینجایش صحبت ها طبیعی بود. سپس جناب ایشان گفت: " ببینید انرژی هسته ای یک انرژی تجدید شونده و پاک است که همه ملت ها حق دارند از آن استفاده کنند..."

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بگذریم از بحث هایی که در باب پاک بودن انرژی هسته ای مطرح است( زباله های هسته ای و خطرات نیروگاه های هسته ای) 

 اما «تجدید پذیر» بودن انرژی هسته ای کشف جدیدی است که بدون تردید باید به نام آقای احمدی نژاد ثبت شود، چون تا به حال از هیچ عالم و دانشمندی نظیر این سخن شنیده نشده است.

 کتاب فیزیک سال اول دبیرستان (فصل اول بخش 7 تحت عنوان منابع انرژی ) می گوید: " در یک نگاه کلی منابع انرژی را می توان به دو دسته ی تجدید پذیر و تجدید ناپذیر تقسیم بندی کرد" و ادامه می دهد:" انرژی های تجدید ناپذیر تنها یک بار قابلیت مصرف دارند و منابع آن ها محدود است و پس از مدتی تمام می شوند. سوخت های فسیلی و سوخت های هسته ای از جمله ی این منابع محسوب می شوند...."

یادآوری می کنم احمدی نژاد دکترای مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت دارند!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 14:21 توسط مامان لکه | يک نظر
نامه ای از دیار باقی!

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:


گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:23 توسط عموی لکه | 2 نظر
عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله
سلامت نیوز: همیشه شنیدن حرف های کودکانه برای بزرگترها شیرین و سرگرم کننده بوده، اما گاهی هم شده که با شنیدن سخنی از کودکی یادآور این ضرب المثل شده ایم که سخن راست را باید از بچه ها شنید! ، گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود،سوال این بود...

 معنی عشق چیست؟

 *. وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

 *. مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

 *. عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

*.عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

 *. عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

 *. عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

*. عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

 *. عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

*. اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

*. عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

 *. عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

*. موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

*.مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

*.عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

*.عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

*.عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

*.می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

*.وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

*.دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه!


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:43 توسط مرحوم پدر لکه | 8 نظر
 

سؤال هاي بي جواب

 

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

چرا خلبان های کامیکازي از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضيح مترجم: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 7:7 توسط عموی لکه | 2 نظر

خانم ها مثل چی هستند؟

خانم ها مثل راديو هستند:
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند:
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.

خانم ها مثل چسب دوقلو هستند:
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد، ديگر بايد سيم را بريد.

خانم ها مثل موتور گازي هستند:
پر سر و صدا، کم سرعت، کم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند:
اول برق چشمهاشون مي رسه، بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند:
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.

خانم ها مثل موبايل هستند:
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.

خانم ها مثل گچ هستند:
اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.

خانم ها مثل کنتو ر برق هستند:
هر چند سال يکبار سن آنها صفر مي شود.

خانم مثل فلزياب هستند:
هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 7:5 توسط عموی لکه | 2 نظر
دروس اقتصادی!

مفهوم بازاریابی

در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، به این میگن بازاریابی مستقیم

شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره،به شما اشاره می کنه و می گه: “اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن"، به این می گن تبلیغات

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، به این میگن بازاریابی تلفنی

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: “در هر حال،من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟”، به این میگن روابط عمومی

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟”، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن "، همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار

پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم

 
1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.

3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و ازسایه می رنجم.

4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.

6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می‌شه.

7- پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8- رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل...!

9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می‌سازن واستون.

10- یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.

13- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...


14- تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید،

در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

15- بلاخره اگه خدای نکرده می‌خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه.

16- و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یهپارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کار ندارم.

17- ...و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید"

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 توسط عموی لکه | آرشیو نظرات

 
  بالا